![]() |
![]() |
|
| ادبی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی |
نویسنده : رسالتخواجه پارسای ولی دوباره زنده می شود!مسجد خواجه پارسای ولی که یکی از آبیده های عصر تیموریان درولایت بلخ می باشد اکنون کارترمیم آن به ارزش دو صد هزار دالر امر یکایی آغازگردیده است . صالح محمد خلیق رییس اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ گفت هزینه باز سازی این مسجد را وزارت ارشاد حج و او قاف کشور پرداخته است . موصوف گفت با این مبلغ کار های محا فظوی ، عایق کاری سنگ فرش و بعضی از قسمت های مسجد که کاشی هایش آسیب دیه است ترمیم و بازسازی می شوند . نامبرده گفت مبلغ که جهت بازسازی این مسجد اختصاص یافته نسبت به حجم کار کم بوده و آنان تصمیم گرفته اند شماری از قسمت های را که بیشتر نیاز به ترمیم دارند آنرا ترمیم نمایند. مسجد جامع خواجه پارسای ولی در مرکز شهر ولسوالی بلخ قرار دارد و از اهمیت زیادی میان باشندگان آن ولسوالی برخوردار می باشد. ساختمان با عظمت این مسجد به فرمان میرفرید ارغون یکی ازفیودال ها و زمین داران آن زمان در سال 867 هجری مطابق 1462 میلادی اعمار گردیده است . این مسجد دارای هشت ضلع بوده و در پیشروی آن پیش تاقی است که دردوطرف آن منارهای بلندی دارد که درکنارش ستون های شیاردارو پیچیده نیزمی باشد که برزیبائی آن افزوده است . گنبد مسجد خیلی بزرگ است و نشان میدهد که معماری مسجد بدون شک توسط استادی ماهر ی صورت گرفته است که تنها از معماری آن عصر استفاده نکرده است . گنبد نوک دار ستون های مار پیچ و دو منزله به شکل بسیار عالی ساخته شده است که هر بیننده را به حیرت می آورد و همه ساحات آن باکاشی های سبز رنگ تزین گردیده است . اما به نظر شماری از مورخین تزینات این مسجد در زمان های بعد صورت گرفته است . باآنکه این مسجد یکی از آبده های معروف کشور به حساب میرود اما شماری از مردم که در نزدیکی آن زندگی می کنند می گویند که بعضی از قسمت های آن از جمله گنبد و دیوارآن در اثر عبورومرور وسایط و عدم توجه مسوولین آسیب دیده است . محمود خان یکی از باشندگان ولسوالی بلخ می گوید که که دیوار و بعضی از قسمت های گنبد آن ترک برداشته ونیزبعضی از کاشی های این ساختمان تخریب وافتاده است . سید رضا حسینی کارشناس آبدات تاریخی دربلخ می گوید که این مسجد بعد از اعمار آن چهار بار ترمیم و بازسازی شده است موصوف می گوید این مسجد بار اول توسط یکی از نواده گان خواجه پارسا که هم اکنون مرقد آن در نزدیک این مسجد می باشد بازسازی شده و باردوم توسط عبدالله خان یکی از حکام آن زمان اعمار شده است . و بارسوم در قرن 17 توسط سید سبحان قلی خان که در آن ساحات حاکمیت داشته بازساری شده است و نیز برای آخرین بار 30 سال قبل به کمک مالی کشور هندوستان نیز ترمیم و بازسازی شده است . موصوف گفت وضعیت فعلی آ ن به اثر قدامت ایام فرسوده شده و نیز به اثر زلزله ایکه قبل سال 1353 رخ داد قسمت از گنبد این مسجد تاریخی فرو ریخت و در این دوران به کمک مالی کشور هندوستان این مسجدبازسازی شده است. این مسجد نیز مانند سایر آبدات تاریخی کشور از آسیب جنگ ها به دور نبوده و چنانیکه آقای حسینی می گوید صدمات نیز به پیکر ان رسیده است وی عمده ترین آسیب را که این مسجد متقبل شده ازناحیه رفت و آمد موتر های سنگین وزن عنوان کرد . نامبرده گفت در گذشته ساحات بیشتر مربوط این مسجد بوده که بعد ها نظر به تطبیق نقشه شاروالی ، در اطراف مسجد ساحا ت زیادی آن برای اعمار منازل رهایشی و ایجاد سرک اختصاص یافته است . صالح محمد خلیق رییس اطلاعات فرهنگ ولایت بلخ میگوید که قسمت های زیادی از این مسجد ایجاب ترمیم را می نماید اما نامبرده می گوید به دلیل کم بودن هزینه آنان تصمیم گرفته اند قسمت های که بیشتر نیاز به ترمیم را دارند بالای آن کار نمایند موصوف گفت وزارت ارشاد حج و اوقاف کشور دو صد هزار دالر را جهت بازسازی آن در نظرگرفته اند که بارسیدن مبلغ مذکور کار عملی آن آغاز گردید . خلیق در مورد اینکه چی کار قرار است با این دوصد هزاردالرامریکائی صورت خواهد گرفت ؟ وی علاوه نمود که جاهای که بشترتخریب گردیده درگام نخست باید کاشی های آن وقسمت عمده تخریب که دربالای مسجد صورت گرفته ترمیم صورت گیرد .وباید مسجد نمای اولی اش را بخود گیرد. نامبرده نیز اضافه نمود سرک که از کنار این مسجد می گذرد با بازسازی آن و به منظور محفوظ ماندن آن از صدمات و لرزش موتر بروی ترافیک مسدود خواهد شد . مسجد ابونصر پارسا یک بنای با عظمت هنرمعماری دورهء تیموری است که صد هاتن روز های جمعه جهت ادای نماز جمع می شوند و نیز دها تن در روز های رخصتی از این آبده دیده می نمایند . طبق یک خبر دیگر دسته ء از باستان شناسان از مرکز باستانشناسی وزارت اطلاعات و فرهنگ باشماری از باستان شناسان فرانسوی کاوشها ومطالعات را در ساحات مختلف ولسوالی بلخ از جمله تپه زرگران ، بالاحصار و دیوار شرقی این ولسوالی از چند روز به این طرف آغاز نموده اند . رییس اطلاعات و فرهنگ این ولایت می گوید: که این مطالعات و کاوش ها تا ماه دیگر ادامه پیدا خواهد کرد . و نیز گفته شده این گونه مطالعات در ساحات ولایات سرپل و جوزجان نیزصورت خواهد گرفت . قابلذکراست کاربازسازی باغ و قصر جهان نما که از چندی به این طرف آغاز شده است هم اکنون نیز جریا ن داشته که در این بازسازی دیوار ها و خود قصر باغ ترمیم و باز سازی می شوند . این نخستین اقدام بازسازی وترمیم آبیدات تاریخی درولایت بلخ می باشد که روند بازسازی آبیدات تاریخی می تواند که درحفظ ثروت های فرهنگی ملی تلاش صورت گرفته است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/07/30ساعت 11:35 توسط عبدالعظیم رسالت |
|
|
عروسان زیبا را مادريال ( شیشک ) می برند! عروسم را دوست داشتم مثل دخترم همواره نازش میدادم هفت سال به همین منوال گذشت صاحب دوفرزند شد، درفرزند سوم که قراربود ، وضع حمل کند، به مشکل جدی دجارشد ، وابسته گان همه اورا به شفاخانه ولسوالی انتقال دادند ، تانصف راه به علت عدم راه مناسب به مرکب انتقال دادند ، ومتباقی راه را که فاصله زیادی هم دارد با موتربه شفاخانه رساندند. شفاخانه اندخوی که ساعت ها ازمحلات مسکونی فاصله دارد، بازهم برای تداوی امراض اندک خوب است اما اینگونه امراض برای باشنده گان ولسوالی دور دست خود مرگ واجل حتمی می باشد. اما برداشت همه زنان محل این بود که او را مادر (آل یا شیشک ) نشانی کده او را حتما با خود میبرد ، که همین قسم هم شد، مادرشکیلا که اشک برچشمان داشت باور دارد که عروسان جوانی که خیل زیبا ومقبول باشند همه اورا را دوست دارند حتا شیشک آنان را دوست دارند وکوشش می کنند آنان را باخود ببرند، مادرشکیلا دختری سوخته اش را به شفاخانه ملکی مزارشریف آورده بود گفت : عروسم خیل دوست داشتنی بود همه اورا دوست داشتند ، ازهمین لحاظ شیشک بردش . مادرشکیلا می گوید که شیشک را دیده او چشمهای کش شده وخون آلود وموهای خیلی درازدارند، شیشک لباس های سفید می پوشد ، زیرا که اوهمواره به ماتم می نشیند وجان عزیزترین کسان را می گیرد ، وباهمان لباسهای سفیدش جان عروسانی را که می گیرند کفن می کنند. دشمنی خشووننوها با عروسان این مادرکه هم عروسش را ازدست داده وهم دختری جوانش که قربانی خرافات شده می گوید : زمانی که دخترم را پدرش باعروسم به بدلی عروسی کرد خوشهال بودیم که با این نوع دوستی پول زیاد هم به مصرف نمی رسد وهردوخانواده صاحب عروس می شویم اما این فکریک خواب وخیال بود ، زیراکه زمانی که دخترم به خانه بختش رفت به هزارنوع مشکلات وآزاروازیت خسر، ننوها، خشو وشوهرش مواجه شد . ازین واقعه چندین سال گذشت ، وی صاحب دواولاد هم شد اما آزاروازیت آنان شدید شده رفت تااینکه دخترم را به آتش کشیدند. غیب اله پدراین زن 28 ساله سوختانده شده میگوید: که علت اصلی اینکه چرا خانوده دامادم دخترم را به آتش زده اند ، اختلافات خانواده گی میباشد وی مدعی است که : چهل روزقبل عروسم که با همین دختری سوخته ام بدلی بود دروقت زایمان درشفاخانه ولسوالی اندخوی جان داد ، اما خانواده دامادم عقده مند شدند وفکرکردند که ما عروسم را قصدآ به قتل رسانیده ایم ، وپس ازآن آنان دست به این عمل زده اند . حال شکیلا را به شفاخانه ملکی بلخ آورده اند و داکترتوریالی معالج آن در صحت عامه بلخ می گوید شکیلا که دست خوش اختلافات خانواده گی شده بیش ازهفتاد درصد سوخته است این زن 28 ساله که صورت وسایراعضای بدنش بصورت هول ناک سوخته است می گوید که توسط پطرول سوختاده شده است : وابسته گان این زن می گویند که خشو وننو ها یش وی را درحمام خانه برده ودرآنجا تیل پطرول را انداخته وباگوگرد آتش میزنند. این اولین واقعه آتش زدن ویا خودسوزی نیست که در ولایات شمال صورت گرفته است مسئولین صحت عامه می گویند که هرفته یک یا دو اقعه سوختگی به شفاخانه مراجعه می کنند . اما نگران کننده آنست باوجودیکه دولت وسایرنهادهای مدافع حقوق زنان تلاش نموده اند جلوخشونت بخصوص خشونت علیه زنان را بگیرند اما این تلاش ها همواره به ناکامی گرائیده اند. با این حال درتمام افغانستان وبخصوص درولایات شمال کشوردرجریان سال گذشته وسال روان وقایع خود سوزی ، خودکشی ، تجاویزجنسی بردختران خورد سن وسایروقایع ناشی ازخشونت که علیه زنان صورت میگیرد افزایش داشته و شماری زیادی ازآگاهان مسایل باوردارند که این گونه وقایع همه ازعدم آگاهی خانواده ها ازحقوق همدیگر، فقروعدم تطبیق قانون برمجرمان این گونه وقایع سبب گردیده که گراف خشونت وجنایت دختران وزنان را بلند ببرد. ما درین صفحه ازکلید چند مورد تکان دهنده دگری ازخشونت را که طی چند ماه گذشته روی داده اند به تعقیب هم اشاره می نمایم که هرکدام علت های جداگانه دارند ، اما چند مورد که تکانده شامل تجاوزات جنسی ازسوی زورمندان یا کسانی که توسط زورمندان حمایت می شوند برمی شماریم . خود کشی ناشی ازفقروخشونت : دختر جوانی در ولایت سرپل دست به خود کشی زده و بخاطر نجات از جبر و ظلم والدین به زندگیش نقطه ا ی پایانی گذاشت. فریده دختر جوانی که حدود 15 سال دارد بعد از آن دست به کشتن خود میزند که در خطا پای گوسفندش را شکستانده و به حراس از اینکه والدین اش وی را شنکجه نکند خود را حلق آویز می کند. عزیزه جلیس ریسه امور زنان ولایت سرپل می گوید که این دختر چگونه خود کشی نموده است. وی افزود که این دختر متعلم مکتب میباشد و در قریه آسیا آباد ولایت سرپل زندگی میکرد. در این اواخر خشونت در برابر زنان و اطفال باعث شده چندین تن تنها در ولایات شمال دست به خود کشی بزنند. ازحدود سه ماه بدین سو تنها در ولایت جوزجان 4 تن خود را حلق آویز کرده است که از جمع شان یک دختر 18 ساله بنابر فقر و تنک دستی ، یک پسر 13 ساله در قضیه مشابه، فریده یعنی ترس از جبرو ستم والدین و یک صاحب منصب سابقه دار بنابر بیکاری خود را حلق آویز کرده بودند. قضایای دیگر خشونت علیه زنان را میتوان از دختری که در سرپل از سوی پسر یک وکیل ولسی جرگه مورد تجاوزجنسی قرار گرفت، طفل 13 ساله ای که از طرف 7 تن کارمندان دولت به شمول مستنتق ثارنوالی دو تن پولیس ولسوالی سانچارک ولایت سرپل مورد تجاوز قرار گرفتند . باید گفت که چندی قبل در ولایت بلخ نیز نو جوانی 13 ساله بعد از آن دست به خود کشی زد که در امتهان مکتب ناکام مانده بود و بر علاوه سرزنش در مکتب از سوی والدین در خانه نیز مورد تاخت و تاز قرار گرفته بود که در نتیجه خود را حلق آویز کرد. به نظر کار شناسان چنین قضایا از عدم مسولیت پزیری والدین در مقابل اطفال ، فقر و تنگ دستی ، بی کفایتی و بی اتفاقی در خانواده ، عدم آگاهی شماری زیادی خانواده ها از حقوق اطفال ، زنان و حتی جوانان و نو جوانان و تعصب جنسی دختر و پسر باعث چنین وقایع ناگوار میگردد. رسالت |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/07/12ساعت 11:30 توسط عبدالعظیم رسالت |
|
|
نویسنده : رسالت
ازآبادی های کهن این شهر باستانی که از نگاه تاریخ وقدامت نظر مورخین را بسوی خود جلب می کند ، یکی هم بالاحصار عظیم آن است که بطرف شمال غرب شهر فعلی ولسوالی بلخ قرار دارد . می گویند: بالاحصاربلخ را اسکندر مقدونی اعمار نموده و بعضی بنام قلعه هندوان یاد می کنند و ، چنانچه حصه شرقی آنرا که شاید ، مدخل این حصار شکوهمند باشد بنام دروازه ء هندوان یاد می کنند . هندوان از آن جهت که روز گاری با غلبه ء آیین بودیزم عده ء از اهل هنود در این شهر هجرت کرده و در آن جا به جا شده بودند ویا اینکه اموال تجارتی هند از همین در وازه وارد بلخ میشد. طوریکه در روز گاری مال و کاروان تجارتی لاهور از دروازه شرقی شهرباستانی کابل وارد می گردید ، دروازه شرقی کابل را بنام دروازه لاهوری یاد می کردند واکنون نیز آن حصهء کابل زیبا هنور هم بنام دروازه ، لاهوری که بعضآ آن را بنام در وازه لوری می گویند ، نیز یاد می کنند . این نام گذاری دروازه های شهر ها از ادوار قدیم معمول بوده ، چنانچه در هرات در وازهء قندهار ، در شهر مزار شریف در وازه بلخ ودروازه تاشقرغان در آقچه در وازهء بخارا ،در شهر میمنه در وازه ء هرات و امثال آنها پس ، نام گذاری دروازهء شرقی بالاحصار مذکور یا دروازه ء شهر بلخ بنام در وازه هندوان روی همین اساس است ودر روز گاری فقید ودانشمند بزرگ بلخ ابوجعفرهندوانی به مقابل مزد وظیفه دروازه بانی این دروازه شرقی یعنی دروازه هندوان را به دوش داشتند و اکنون مرقد مبارک شان نیز در جوار جاده یی که از بالا حصار به طرف مزارشریف ادامه می یا بد واقع بوده وسال ها مردم آن مرقد متبررک را بنام زیارت خواجه سیول یاد می کنند وسیول نام زخی است که روی جلد آدمی ظاهر می شود و مردم عقیده مند که به مرض مذکور مصاب میشوند از گل وخاک آن مزار به آن می مالیدند صحت یاب میشوند . این بالاحصار که روزی پرچم های بلند ام البلاد از فراز برج ها و کنگره های آن در اهتزاز بود ، اکنون به شکل تپهء خاک واستوپه ی بیش نیست وتنها برج فرسوده ای از آن باقی است، که باستان شناسان را از نقاط دور دست بسوی خود می کشاند . چنانچه چند سال قبل باستان شناسان معروف از قبیل موسیو فوشه و مو سیو هاگن در داخل این حصار کهن به حفریات پرداختند و آثاری را در آن برملا ساختند ، که معرف جلال وعظمت گذشته آن گفته می شود . طوریکه قبلآ تذکر رفت این شهر باستانی دارای بیرق های بلند که ساخت و ساز مرکز آن مدت ده سال را در بر گرفته بود آنقدر زیبا وقشنگ دلکش بود که توجه جهان گردان را به خود جلب کرده بود واز آثوری ها گرفته تا چنگیزیان یعنی از قرن هشتم قبل از میلاد الی قرن سیزدهم میلادی22 بار ویران و تخریب گردیده است، بارها به پیکر زیبای این شهر تاریخی صدمات ولطمه ها وارد کرده اند . براساس تحقیقات باستانشناسان فرانسوی بلخ را حلقهء از دیوار های مستحکم حفاظتی که در زمان های مختلف ایجاد شده ،احاطه کرده است ،برویرانه های کهن عصر باختری و کوشانی ودیوار های بعدی برج و زینه های مجهز برای تیر اندازی ساخته شده بود،هنوز مشهود است . در زمان تیموریان این دیوارها از بیرون با دیوار های جدید دارای برجها ی نیمه مدور کامل شده که آثار آن را به آسانی در خصوص مختلف اطراف شهر میتوان مشاهده کرد . دربارهء جزییات تاریخی حصار های تاریخی بلخ مورخین مسلمان هم اطلاعاتی ارایه نموده اند. یعقوبی در اثرخویش ( کتاب البلدان ) به دیواری که میدان اطراف بلخ را احاطه کرده اشاره و بیان می دارد : روستا هاي بلخ ومنطقه زراعتي آنرا ديوار بزرگي احاطه كرده است كه فاصله اين ديوار با دروازه هاي مقابل 60 كيلو متر مي باشد . خارج از حصار ، روستا و مناطق مسكوني وجود ندارد و منطقه ريگزار وغير مسكوني است ديوار بزرگي كه بلخ را احاطه كرده است 12 دروازده داشته و به گفته باستان شناسان 14 در وازه داشته ، فاصله بين ديوار دوم و در وازه مقابل حدود 30 كيلومتر بوده و پس ازآن ديوار اطراف شهر درون و فاصله بين ديوار رباط وديوار شهر درون 20 فرسخ مي باشد. ذكر اين نكته ضروري است ، ديواري بزرگي که بلخ را احاطه كرده است ، جاي 12 دروازه به چشم مي خورد ،اما به گفته كارشناسان آبدات تاريخي دربلخ نام دروازه ها چندان روشن نيست . در حدودالعالم همه قسمت هاي شهر از جمله رباط ، شهرستان خوانده شده اند ، نويسندگان قرون 16- و18 ميلادي آن بخش هاي شهر را معولآ شهر بيرون و شهر درون نامیده اند . تعداد كمي از مورخين و نويسندگان قرن وسطي شهر بيرون را به سه قسمت تقسيم كرده اند كه بلخ را خندق بزرگي كه پهناي آن سي قدم مي باشد ، احاطه نموده بود ، اما در چند نقطه ،خندق ويران شده است . گفته مي شود تمام شهر توسط خندق ها از ابتدا تا انتها به سه قسمت تقسم شده بود : قسمت اول كه ميان خندق اول و دوم قرارداشت مسکونی نبوده ، چرا كه در آنجا پنبه كشت مي گرديد ،اما قسمت دوم كم شماری زنده گی می کردند و قسمت سوم شهر پر جمعيت بوده و تراكم جمعيت در آنجا بيشتر بوده است . در تپه زرگران از جانب باستان شناسان فرانسوي و برخي ازمردمان محل به منظور بدست آوردن آثار باستاني خودسرانه وغیرقانونی كاوش هايي انجام داده اند، وروشن شده است كه بازار زرگران و فروش زيور آلات نيز در اين تپه قرار داشته است . عظمت ديوارهاي بلخ سياحان را در دوره هاي مختلف متحير مي ساخته و روايات متعدد در مورد زمان ، ساختمان ديوار ها و يا سازنده آن موجود مي باشد . ديوار هاي شمالي بلخ در سال هاي ( 1363- 1364 م)از جانب امیر حسين ساخته شده ضمن اينكه قلعه هندوان در اين زمان وجود داشته وتيمور در سال (1369 – 1370 م) آن قلعه را تخريب نمو د . مصاحبه را با محمد رضا حسینی کار شناس آبداد تاریخی پیرامون این موضوع انجام دادم که توجه شما را بدان جلب می نمایم . ديوار هاي بلخ ازنواحي شهر درون وبرج پهلوان احمد زمچي شروع شده ، در قسمت غرب تابرج عياران و از آنجا ديوار هاي جنوبي تابرج آسياي بادي امتداد داشته و از آنجا به طرف شرق متمايل شده تا برج چهارم باغ ظلم آباد كه قرار گاه شاهي بود ،مي رسيد ، برج ها داراي نام هاي خاص بوده كه هريك را جداگانه خدمت تان به معرفي ميگيريم . ۱- برج شمال غرب: اين برج بنام پهلوان احمد زمچي كه نام شناخته شده در آسياي ميانه است خوانده مي شود و اكنون زيارت به اين نام نيز در قسمت غرب شهر درون واقع است . 2 - برج شمال شرق:اين برج بنام چها باغ ظلم آبا د ياد مي شود . اين چهار باغ مقر حكام آنزمان بلخ بوده و در ميان دروازه هاي هندوان و خرابه ها نزديك تپه زرگران كه فعلآ خالي ازسكنه است قرا داشته است . 3 - برج جنوب غرب : يعني برج عياران كه تا هنوز پا بر جاست ، برجي است مدور از خشت پخته و داراي هشت جايگاه ديده باني و تير اندازي كه از انها نواحي شهر درون و خارج از اين برج تمام اطراف آنرا به خوبي ميتوان مشاهده نمود . چراكه كنج هاي برج به سمت ساختمان عمده شهر قرار دارد .گفته شده كه برج هاي بنام عياران دربخارا و سمر قند نيز و جودداشته است. برج جنوب شرق: اين برج بنام اسياب بادي یا اینکه اکنون در بلخ و نواحی اطراف آن آسیاب بادی وجود ندارد . اما یکی از روستا های شمال بلخ به این نام یادشده است به روایتی در سال 1651 م در بلخ از این چها ربرج ،دوبرج آن یعنی برج عیاران و برج آسیاب بادی وجو داشته اند . ولی برج چهار باغ ظلم آباد چند سال قبل از آن تاریخ خراب شده بود دیوار های اطراف بلخ توسط خندق پرآبی احاطه می شد ، خند ق نا هموار بود ه و دشمن را اغفال می کرد و احیانآ اگر کسی برای عبور از آن تلاش می کرد جان به سلامت نمی برد . گفته شده زماني دشمن مي توانست آن را تشخير كنند كه نظاميان خيانت مي كردند و يا بعضي اوقات از اثر قحطي و محاصره دشمنان نيز چنين حالت هاي پيش مي آيد .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/07/11ساعت 13:48 توسط عبدالعظیم رسالت |
|
|
عوامل نزاع بر سر واژه ( پوهنتون ودانشگاه ) در بلخ بدنبال نصب لوحه ی تحت نام دانشکاه بلخ بردروازه وردی پوهنتون ، درگیری میان پولیس و محصلین صورت گرفت که درین درگیری دها محصل مجروح گردیدند. *** طبق سخنان رئیس صحت عامه بلخ پس ازاین رویداد ده دانشجوی که جراحت برداشته بود به شفاخانه انتقال یافتند که حالت دو تن ازمحصلین شدیدآ وخیم می باشند . میرویس ربیع می گوید این دو دانشجوبه اثرلت وکوب جراحت شدیدی برداشته که یکی شان با قنداق تفنگ به سرش ضربه وارید شده که درحالت وخیم قراردارد. اما میان محصلین شایعه وجود دارد که یتکتن ازمجروحین حادثه درشفاخانه جان داده است اما مسئولین امنیتی وصحت عامه بلخ این ادعا را شدیدآ رد نموده اند. اما محصلین مدعی است که پولیس بیش از350 دانشجو را مورد لت کوب قرارداده که بیش از30 تن آنان که جراحت شدید برداشته بودند به شفاخانه ها انتقال وبستری شده بودند . محصلین مدعی اند که پولیس خلاف قانون به حریم شخصی انان حتی شب هنگام به محل اقامت شان یورش برده ،پس ازلت وکوب زیاد وسایل شان ازجمله: کمپیوتر، پول ، موبایل وسایراجناس را شکستانده ویا باخود برده اند. محمود یکتن ازمحصلین می گوید : پولیس طوری به با محصلین برخورد می کرد که هیچ انسانی نبود ، آنان شماری ازمحصلین را برسرنماز مورد لت کوب قرارداده بودند. این حادثه پس ازآن صورت گرفت که شماری از دانشجویان پوهنتون بلخ لوحه بزرگی را که درآن ( دانشگاه بلخ ) نوشته گردیده بود را به دروازه ورودی ودرکنارلوحه قبلی آن که درآن (پوهنتون بلخ) نوشته شده نصب کردند. اما شماری دگری ازمحصلین مخالف نصب این لوحه بودند واستدلال می کنند که کلمه ( دانشگاه) یک کلمه بیرونی، (فارسی ایرانی است) ما نباید آنرامورد استفاده قراردهیم وکلمه پوهنتون که درجمله مصطلحات ملی است باید بکاربرده شود. بگفته این تعداد ازمحصلین این کلمات وشماری ازکلمات دگری نیزهست که وحدت ویگانگی را میان ملت افغانستان ایجاد می نماید واین کلمات ثبت ترمنالوژی ملی است باید حفظ گردد ، استفاده وحفظ ازین کلمات درقانون اساسی افغانستان نیز پاس داشته شده است. اما محصلین حامی لوحه ( دانشگاه) می گویند که کلمه "دانشگاه" بیرونی نیست ومربوط کدام قوم خاص ،کشورخاص بیرونی نیست یک کلمه ناب دری می باشد . حامد خرمی محصل پوهنتون بلخ می گوید :ما نباید واژه" دانشگاه" را که یک کلمه دری ناب هست دودسته به دگران تقدیم نمائیم ، زیرا کلمه ی (دانش) دری است و"گاه" پسوند است که درشماری زیادی ازواژه های دری دگرنیزمورد کاربرد قرارگرفته ازجمله : صبح گاه ، زایش گاه ، آرام گاه ، چرا گاه وشماری زیادی ازکلمات که به پسوند" گاه" معنی جای ومکان را بخود می گیرد ختم می شوند . خرمی می گوید که من ازهمه کسانیکه مخالف کاربرد واژه "دانشگاه" اند می پرسم که بگویند : هرگاه پسوند " گاه " اصل کلمه را متعلق محدوده فرهنگی ایران بسازد ، آیا ما کلمات دگری ،مثل کلمات که درفوق ذکرشد ، را نیزبه ایران تحویل دهیم ؟ وی می گوید که دراصل نباید فرق میان زبان دری وفارسی قائل شد اما اینقدرتفاوت دارد، که هرزبان درمحدوده جغرافیای خاص رشد یافته است اما دوزبان جداگانه نبوده ولی میتوانیم که دولحجه بنامیم . محمد نادریکتن ازدانشجوی پوهنحی زبان و ادبیات که مخالف کلمه محصل (عربی ) نیزمی باشد ومی گوید که هردوزبان درافغانستان رسمی وملی است ، نباید برای یک زبان امتیازداده شود ویک زبان دگردرانزوا قرارگیرد . وی می گوید که همه باید بدانند : مطابق ماده 16 قانون اساسی افغانستان هردوزبان رسمی است هردوزبان مورد کاربرد مساوی دارند ، حتی قانون اساسی افغانستان اجازه داده است که هرکس می توانند به زبان مادری شان درس بخوانند وبنویسند . او میگوید که دولت وهمه مردم باید برای رشد همه زبانهای ملی ورسمی کشورتلاش ورزند وزمینه خوبی را برایش محیا سازند. ونباید اینگونه مسایل را دامن زد، درشرایط خاص که مردم افغانستان به وحدت یگانگی، اشد ضرورت دارند ، تخم تفرقه را پاشید وبازتضاد های لسانی ، قومی ، مذهبی ونژادی را دامن زد . وامید ها وآروزو های ملت افغانستان را به شعله های جنگ بکشانند. چرا مقامات قبلا مانع حادثه نشد؟؟؟ گرچند مساله نصب لوحه دانشگاه بجای لوحه پوهنتون ازمدت های دورتقریبا درسالهای گذشته نیزدرپوهنتون بلخ میان دانشجویان مطرح بود. اما این مساله زمانی به خاموشی سپرده شد که بصیربابی خبرنگارتلویزیون ملی بلخ درخبری کلمه" دانشگاه " را بکاربرده برد ، اما درواکنش جدی کریم خرم وزیراطلاعات وفرهنگ قرارگرفت. وزارت اطلاعات وفرهنگ سال قبل بصیربابی را بجرم استفاده واژه دانشگاه بجای کلمه پوهنتون توبیخ کرد ووی را برای پنج روزکسرمعاش ساخت. که این مساله نیزدرهمان موقع منازعات ومناقشات مطبوعاتی زیادی را به راه انداخت واما این مساله درهمان موقع خاموش شد وبحث های که میان دانشجویان بلخ جریان داشت نیزبه خاموشی گرائید . همچنان واژه " دانشگاه " باری در ولسی جرگه افغانستان نیز مورد بحث قرار گرفت اما این یک کلمه را نتوانست که متعلق افغانستان سازد ویا مربوط ایران تا مشخص گردد ،که آیا این واژه کاربرد درافغانستان داشته باشد یانه ؟ بگفته کارشناسان سیاسی افغانستان همواره دررآس توجه کشورهای همسایه وقدرت های بزرگ قرارداشته زیرا که این سرزمین درنقطه استراتیژیک جغرافیائی قراردارد، بدین لحاظ همواره مورد تحاجم فرهنگی ، سیاسی ، نظامی واقتصادی قدرت های بزرگ جهانی ویا با مداخلات همسایه گان قرارمی گیرد. فرهاد عظیمی رئیس شورای ولایتی بلخ نیزدرگیردهمائی دانشجویان گفته بود که مساله نصب کلمه دانشگاه درکنارلوحه پوهنتون خود دامن زدن اختلافات لسانی می باشد . وی علاوه نمود که درعقب همچومسایل احزاب سیاسی وگروهای وجود دارد اما وی این احزاب را مشخص نساخت. همچنان همایون رفیعی محصل فاکولته طب ولایت بلخ می گوید : گرچند شماری به تحریک بعضی گروه های که اجیرکشورها بیگانه اند دست به همچو کارها می زنند اما نباید ، دانشجویان که (قشرباسواد جامعه ) اند، این را بدانند که هرگونه اختلافات باعث بربادی وتباهی مردم افغانستان اند. رفعی می افزاید که اینگونه تحرکات را دشمنان مردم افغانستان جهت برآورده سازی منافع شان انجام می دهند. اما درین واقعه مقامات امنیتی وپوهنتون بلخ مسئول خاموش سازی وجلوگیری ازحادثه بودند که باتاسف وظایف مسئولانه انجام ندادند واجازه بروزواقعه دادند وحتی حمله پولیس برمحصلین بشتربراوج گیری قضیه دامن زد . همچنان شبیراحمد یکی ازمحصلین پوهنتون بلخ باوردارد که : مقامات مسئول درافغانستان همواره دراجرای واظایف شان عفلت ورزیده اند ویا اینکه خود درهمچو مسایل دست دارند . وی برخورد پولیس ومحصلین بلخ را که درآن دها تن مجروج گردید را ناشی ازغفلت مقامات امنیتی و پوهنتون بلخ دانسته گفت : که مسائله ی نصب لوحه " دانشگاه " وبعضی مسایل دگه ازچندین روزقبل درلیله و صنف های درسی میان محصلین گفتگو می شد وحتی چندباردرلیله نیزمشاجرات لفظی جدی میان محصلین صورت گرفته بود ، که حتی ادامه آن حرکات می تواند بزرگترین اختلافات قومی لسانی را بمیان آورند . شبیراحمد ازجمله تحرکات خطرناک که قبل ازمظاهره دانشجویان رخ داده بود پاره نمودن تصاویرشماری ازشخصیت های افغانستان را نام برد و اظهارداشت که شماری ازدانشجویان درهمچوحرکات برای بزرگ سازی واقعه تلاش ورزیدند. وی نیزباوردارد که باید مقامات بخصوص ریاست پوهنتون بلخ مداخله جدی می کرد وهمچو تحرکات را درمیان دانشجویان ازنطفه خاموش می ساختند . تا دانشجویان ازحمله پولیس درامان می ماند وهیچ کسی لت وکوب نمی شدند واتاقهای شان نیزمورد تعرض قرار نمی گرفت ، اما درآن حالت محصلین بشترنسبت به همدگرحساس گردیدند. شبیراحمد همچنان می گوید که مداخله پولیس ووالی بلخ بی موقع بود ، زیرا حین که آنان مداخله نمودند ،آتش شعله ورشده بود آنگاه مداخله آنان تاثیری نداشت وازسوی دگرحمله ومورد ضرب وشتم قراردادن دانشجویان که خلاف قانون نیزهست ، معضله را تنها ظاهرآ خاموش ساخت ، اما عقده ها وتضاد های را میان محصلین به اوجش رساند ، زیرا که شماری زیادی ازمحصلین درین واقعه متضررویا مجروح گردیدند ، بناء این افراد حالا نسبت به هم دگرعقده مند گردیده اند. افغان ملت درپس پرده ی واقعه پوهنتون! اما عطا محمد نوروالی بلخ درکنفرانس خبری ضمن اینکه ،حمله پولیس برمحصلین را حق به جانب ومسئولانه دانست علاوه کرد : پولیس مجبوربود که مظاهره راعقب بکشاند. والی بلخ مدعی است که درعقب واقعه یا مظاهره محصلین شماری ازاحزاب سیاسی بخصوص حزب افغان ملت ، ستمی های سابقه و شماری ازاحزاب ریزه خوار که درکابل فعالیت دارند جهت برآورده سازی اغراض سیاسی شان وبدنام سازی ولایت امن بلخ این کارراانجام دادند. عطامحمد مدعی است که او برای خاموش سازی مظاهره به موقع مداخله کرد ، حتی وی درروزمظاهره خود خواسته بود با محصلین صحبت تلفونی صحبت نماید اما دانشجویان ازاینکه هدایت شده بود با وی صحبت نکردند . اما انجنیرمظفرخان عضوحزب افغان ملت درمزارشریف ضمن رد ادعای والی بلخ می گوید: که آنان هیچ گونه درمظاهره مداخله نداشته اند، ولی این چندمین باریست که حزب افغان ملت متهم به بروزقضایا شده ودست پاک همچوقضایا سیاسی می گردد. همچنان عطامحمد والی بلخ اظهارداشت ، که برای حل مشکلات و جلوگیری ازبروزاختلافات اقدام به نصب لوحه ی به زبانهای دری ، پشتو وانگلیسی خواهد زد بگفته وی این کارنیزمجراهای قانونی دارد که باید طی مراحل گردد . اما عبدالروف یکی ازدانشجویان ولایت بلخ میگوید که والی بلخ خود اگرمیخواست باید برای حل قضیه مقامات پوهنتون را متوجه مسئولیت شان میکرد واین موضوع را درریشه ، چندین روزقبل می خشکاند ، که باتاسف این کاررا نکرد ودرروزمظاهره امرحمله برپولیس را نیزداد . همچنین قیوم بابک مدیرمسئول رونامه جهان نو دربلخ درمورد اینکه آیا دست های پید او پنهان ،خارج ازپوهنتون دردامن زدن قضیه وجود داشت ؟ بابک ضمن تائید معتقد است که ازگذشته ها سازمانها ونهاد های استخباراتی برای معلوم کردن میزان درک دانش اتباع کشورهای جهان سومی دست به چنین مانورها می زنند ،که بدون شک نزاع برسر واژه پوهنتون ودانشگاه یکی ازمانورهای بیگانگان بوده می تواند . بابک می گوید: با تاسف، قضیه اخیر دانشجویان بلخ نشان داد که محصلین بلخ درسطح پایین آگاهی قراردارند وساده لوحانه مورد استعمال قرارگرفتند. با این حال شماری ازدانشجویان بلخ باوردارند بجای اینکه ما به همچو مسایل بپردازیم باید به معضله نبود نان کافی ، وسیستم کهنه درسی ووضع خراب صحت وصحت محیطی که درلیله پوهنتون بلخ خیلی خراب هست توجه نمایم ، اما نه به همچو کلمات که افغانستان رابه سوی بربادی بکشانیم .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/07/09ساعت 10:21 توسط عبدالعظیم رسالت |
|
|
عید به همه گان مبارک هلال عید را درکنج ابروی تو می بینم مبارک باد برتو عیدو برمن دیدن رویت رسالت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/07/09ساعت 10:5 توسط عبدالعظیم رسالت |
|
|
عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد . سلام به همه دوستان مراجعه کننده ی وبلاکم آروزو دارمُ لباس خوشی را با فرارسیدن عید سعید فطر در بدن کشیده باشید . وعید را برای همه تان تبریک وتهنیت عرض میدارم . شما قوت قلبم هستید ُ مرا درپیشبرد و بلاکم یاری رسایند . رسالت ازشما ومراجعین این صفحه سپاس گذار هست . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/07/09ساعت 9:54 توسط عبدالعظیم رسالت |
|
|
افتتاح چندین پروژه به حزینه بیش از57 ملیون افغانی درشمال کشور طی دوروزگذشته در ولایات فاریاب وسمنگان چندین پروژه عام المنفعه مورد بهرداری وشماری کارآن آغازگردید. به گفته عبدالحق شفق والی فاریاب کار اعمار قرار گاه پولیس سرحدی که به هزینه 22 ملیون افغانی از بودیجه وزارت داخله کشور تکیمل و به بهره برداری سپرده شد. والی فاریاب علاوه کرد که این قرارگاه درتامین هرچه بشترامینت فاریاب وولایات همجوارموثربوده وایجاد این مرکزرا گامی بزرگ درراستای تامین امینت میدانیم . وی گفت : که این مرکزپولیس سرحدی، بصورت پخته ومدرن ساخته شده وجواب گوی واقعی ضروریات پولیس بوده که قبلا این امکانات را دراختیارآنان قرارنداشت . محمد رسول زلمی که اصلا باشنده ولایت پکتیاست درچوکات پولیس سرحدی کارمی کند می گوید که عدم امکانات سربازان را خسته وازکاردلسرد می سازد ، حالا که سربازان پولیس سرحدی درفاریاب دارای محل بود وباش وفعالیت شده اند سربازان نیزبه همان اندازه توانا می گردند. همچنان عبدلحق شفق والی فاریاب علاوه کرد: که کار بیش از 8 هزار متر مربع سنگ فرش اطراف پارک شهر میمنه به هزینه 4 ملیون و یک صد هزار افغانی آغاز شد. وی گفت که بودیجه این پروژه از سوی شاروالی میمنه پرداخته می شود و کار آن الی سه ماه اینده تکمیل خواهد شد. شفق گفت :سنگ فرش های اطراف پارگ می تواند که به زیبائی وپاگی هرچه بشترشهرمیمنه کمک نماید . درحالی که نبود سنگ فرشها وعدم رسیده گی به پارک نه تنها وضعیت درانجارعایت می گردید بلکه ازپارک به عنوان محل کثافات تبدیل نموده بود . آقای شفق در ادامه سخنانش افزوده گفت که سنگ تهداب سه باب تعمیر محاکم ولسوالی های شرین تگاب ، قیصار و گورزیوان آن ولایت نیز به زمین گذاشته شده است. نامبرده علاوه نمود که در مجموع هر سه تعمیر ولسوالی های یاد شده به بیش از 4 صد 50 هزار دالر امرکایی (22 ملیون و5 صد هزارافغانی ) هزینه بر داشته که از سوی اتحادیه اروپا پرداخت شده است. همچنین طی یک انکشاف دیگر پروژه برق رسانی نیزدر ولایت فاریاب به هزینه بیش از هشت ملیون و 7 صد هزار افغانی به بهره برداری سپرده شد. عبد الحق شفق والی فاریاب به کلید گفت که این پروژه ها در ولسوالی های دولت آباد و خواجه دوکوه به بهره برداری سپرده شده اند. وی گفت که با تکمیل کاراین دو پروژه برق رسانی در دو ولسوالی یاد شده 11 صد فامیل از نور برق 24 ساعته مستفید شده اند. صابرشاه یکتن ازباشنده گان ولسوالی دولت آباد گفت که ما قبلا ازنعمت برق محروم بودیم نمی توانستم که ازتلویزیون ، آب گرمی ویا سایرضروریات که ازطریق برق مرفوع می گردد ، استفاده نمائیم. اما اکنون ما با باشنده گان که درشهرزنده گی می نمایند هیچ تفاوت نداریم ازهمه آنچه که یک شهرنشین استفاده می کنند ماهم سود می بریم برق ازبزرگ ترین نعمت خداست ، برق پاکی وصفاست . همچنان والی فاریاب افزود که هردو پروژه برق رسانی 8 ملیون و 7 صد هزار افغانی هزینه برداشته که از سوی ریاست برق میمنه پرداخت شده است. وی علاوه کرد که این یک دست آورد هست که ریاست برق فاریاب توانائی آنرا بدست آورده که خود بدون همکاری مرکزویا سایرارگانهای دولتی این دو پروژه را ساخته ومورد بهره برداری هم وطنان قرارداده اند وی ازسایرارگانهای عایداتی فاریاب نیزخواستار آن شد که آنان نیزدرتلاش باشند که خود عواید داشته باشند وبتوانند که ازهمین عواید دربازسازی وطن سهم فوق العاده بگیرند. با این حال برق ترکمنستان که از دو سال بدین سو به ولایت فاریاب رفته تا حال به شمول مرکز فاریاب شهر میمنه 8 ولسوالی دیگر آن ولایت نیز از نور برق مستفید شده اند. همچنان درکناربازسازی ها درفاریاب ، ولایت سمنگان نیز طی هفته جاری به مهمترین مرکزآموزشی وتعلمی دست یافتندوسنگ تهداب پوهنخی تعیلم و تربیه را به زمین گذاشتند. سنگ بنای این مرکزتعلیمی وتحصیلی به هزینه بیش از450 هزاردالرامریکائی از سوی وزارت مبارزه علیه مواد مخدر به زمین گذاشته شد. به گفته صالح محمد ریشتیا ریس عمومی اجراوی ولایت سمنگان سنگ تهداب پوهنحی تعلیم و تربیه در آن ولایت توسط جنرال خدای داد وزیر مبارزه با مواد مخدر گذشته شد. ریشتیا گفت که تعمیرجدید پوهنخی تعلیم و تربیه سمنگان دارای 30 اطاق میباشد و در دو منزل بطور پخته و اساسی ساخته می شود، منبع افزود که این پوهنخی در 25 جریب اعمار می گردد. نامبرده علاوه نمود که پروژه پوهنتون یاد شده در ده ماه آینده به بهره برداری سپرده خواهد شد و با تکمیل کار آن مشکلات هفت صدو بیست محصل از ناحیه نبود جای درسی مرفوع می شود. قرار معلومات ریس عمومی اجرا وی ولایت سمنگان وزارت مبارزه با مواد مخدر کشور مبلغ یک ملیون دالر دیگر نیز به این ولایت وعده نموده که در پروژه های عام منفعه به مصرف خواهد رسید. رسالت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/07/03ساعت 10:46 توسط عبدالعظیم رسالت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
رسالت هستم
والاترین چیز برایم " ارزش ملی" است. آنچه می بینم, می شنوم و میدانم با شما در میان می گذارم. اگر می خواهید این دوست کوچک تان به منزل برسد, یاری ام کنید. همکاری شما توانایی من است. |
| پیوندهای روزانه |
|
powerlink آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
88/02/01 - 88/02/31 87/11/01 - 87/11/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 |
| آرشیو موضوعی |
|
گزارش داستان کوتاه تصاویر مقاله تحلیل |
| پیوندها |
|
د لونگو دريڅې( بدر) فرشته ( احمد فرزان ) جوانان افغان درگستره رسانه ها |
|
RSS
|