تبليغاتX
بلخ درشمال
ادبی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی

نویسنده : احمد ستایش

درسال 1382 خورشیدی سه قریه درولسوالی درصوف پایین سمنگان تاراج شد، اموال منقول وغیرمنقول مردم غارت شد وزنان خوشکل این سه قریه نیزمورد تجاوزقرارگرفت .

 قریه های جبارگل ، غلام خوجیین وقریه عبدالمناف ازاینکه دردامنه کوهی قرارداشت این سه محل ازجمله قرات زیبا وسرسبزوحاصل خیردره وصوف پایین بود .

مردم این سه قریه سالهای متمادی به راحتی زیست میکردند وبه دامداری وزراعت شان مصروف بودند .

دامنه پرآب وزمین های حاصیل خیزباعث شده بوده که باشنده گان این دامنه کوه یا قرات (جبارخیل ، غلام خوجیین وعبدالمناف) زنده گی آرامی را سپری کنند، زیرا که مواد خواراکه شانرا اززراعت ومالدای تامین می کردند به ندرت روبه شهروبازارمی کردند تنها مشکل که داشتند آن بود که هرگا کسی ازین قریه مریض می شد وی را به فاصله ی خلی زیاد به شهر( ایبک ) مرکزولایت سمنگان میرسانید.

فاصله ولسوالی دره صوف پایین تا مرکزسمنگان حد اقد سه ساعت راه موترمی باشد واین محلات فاصله بشترازآن دارد همین فاصله زیاد این قرات می باشد که هرمشکل که دارند نمی توانند به زودی به مرکزبرسانند .

زمین های حاصل خیز،باشنده گان این دامنه کوه را ازاکثرمواد های خوراکی بی نیازساخته بود زیراکه همه چیزرا خود شان می کاشتند وضرورت شان را رفع می کردند .

اینجا بود شماری زیادی ازحاسدان درتلاش داشتن زمین درین منطقه بودند تااینکه سال 1382 خورشیدی شخصی موسوم به داملاکریم ازقماش سلاح بدوشان دوران جنگ آروزوی داشتن همچومنطقه حاصل خیررا نمود وتصمیم اش را گرفت....!

داملا کریم که شخصی تند خو همه چیزرا برای خود می خواست آرام آرام فشاروتحدید را بر باشنده گان این محلات افزایش داد تااینکه براین قرات حمله برده باشنده گان این سه قریه را لت کوب کردند وتحدید نمود که باید این محلات رابزودی ترک نمایند درغیرآن حرکاری بخواهد درحق شان انجام دهد!

اما باشنده گان محل تصمیم گرفتند که زمین های آبائی واجدادی شانرا ترک نکنند داملاکریم ازین تصمیم باشنده گان خشمگین شد، بازهم براین قرات حمله ورشدند به تاراج محله پرداختند.

یکی ازباشنده گان قریه غلام خوجیین درصحبتی باکلید چنین گفت :" داملاکریم افراد زیادی مسلح درکنارش داشت ودارد و زمانی که برین منطقه حمله نمودند زنان خوشکل را بدون محرم شان باخود بردند وزنان را بشترازیک ماه درنزد شان نگهداری وتحدید می کرد که هرگاه کوچکترین اقدامی علیه اش انجام دهند زنان را آزاد نمی کند.                                                                                        

وی می گوید: که یکتن ازباشنده گان محل به مرکزرفته بود شکایت ازظلم واستبداد داملا کریم نمود، اما هنگامیکه داملاکریم ازین اقدام باشنده محل اطلاع یافت زنان را که درنزدش اسیربود مورد ازیت قرارداده و سینه یک زن جوان را برید وبه مردم محل فرستاد که آن زن به همین علت جان داد.

حین که حکومت کرزی وجامعه جهانی به درتمام ولایات افغانستان حضورکسترده یافتند، مردم محل شکایات شانرا به دولت مرکزی بردند تا دولت به دادشان برسند.

دولت مرکزی هیئت را ازمرکزسمنگان  جهت برسی قضیه ی غضب زمین های مردم دردرصوف پایین فرستاد تاثابت گردد که ادعای مردم واقعیت دارد یا نه ؟ داملاکریم موترهای هیئت های اعزامی را کمین ومورد حمله راکتی قراردادند که درجریان این حمله سه تن کشته شدند .

همچنان حاجی عبداله عضو شورای ولایتی سمنگان ضمن تائید همه جنایات داملاکریم می گوید :" باید دولت مرکزی وجامعه جهانی باتوانائی که دارند باید همچوافراد رامجازات نمایند تا مردم ازظلم واستبداد آنان خلاص شوند.

 داملا کریم کیست ؟

داملاکریم یکی ازقوماندانان اسبق جهادی وازطرفداران قوماندان احمدخان سمنگانی است که وابسطه به حزب جنبش ملی افغانستان می باشد قوماندان احمدخان سمنگانی حمایه کننده داملا کریم فعلا عضوی ولسی جرگه افغانستان می باشد درسال 1382 خورشیدی حین که داملا کریم زمین های مردم دره صوف پایین را غضب کرد وی قوماندان فرقه سمنگان بود واز داملاکریم حمایت کرد واکنون نیزاگرفردی شکایت ازداملاکریم به دولت مرکزی انتقال دهد ،احمد خان نمی گذارد تاشکایات مردم به دولت مرکزی وپارلمان افغانستان برسد .

 حاجی عبداله جعفری یک تن ازاعضای شورای ولایتی سمنگان می گوید:" که داملا کریم یک فرد زورگو وجنایت کار است که زمین های مردم را بزورسلاح غضب کرده وهنوزمسلح وزندان شخصی دارد وحتی دولت قدرت اش به وی نمی رسد وی می گوید : درسال قبل وی رمه های گوسفندان مردم را به زورسلاح گرفت ومردم که به مقامات سمنگان مراجعه کردند آنان را زندان ومورد شکنجه قرارداده بود وهم اکنون ظلم وستبداد داملاکریم ادامه دارد ودولت توانائی محارش را ندارد .

مظاهره سمنگان علیه فرمان رئیس جمهور !

 رئس جمهورافغانستان یک سال چندماه  قبل عنایت اله عنایت را به عنوان والی ولایت سمنگان تعیین نمود تااعتراضات که دوسال قبل که علیه والی وقوماندان امینه آن ولایت صورت گرفته بود خاتمه یابد گرچند درمظاهرسال قبل قوماندان احمد خان نقش داشت اما درآن زمان وی رابطه اش با عبدالرشید دوستم رهبرجنبش ملی اسلامی افغانستان تیره شده بود واکثریت مظاهرات علیه دوستم وهواخواهانش صورت می گرفت .

امامظاهره چندروزقبل باشنده گان سمنگان ظاهراعلیه والی آن ولایت وتعیین ولسوال جدید درصوف پایین صورت گرفته بود .

مظاهرچیان مدعی بودند که والی آن ولایت فرد بی کفایت وهیچ کاری را درعرصه بازسازی ونوسازی انجام نداده اند وهمچنان می گفتند که برق ازسمنگان به سوی کابل عبورداده شده اما آنان برق ندارند .

اماعنایت اله عنایت می گوید :" که وی بارئیس جمهورکرزی صحبت کرده وامرچندین پروژه عمرانی را گرفته است ."

اما ناظران اموردرشمال مدعی اند که احتملا میان دوستم واحمد خان سازش صورت گرفته واین مظاهره یک حرکت سیاسی و قدرت نمائی می باشد .

همچنان می گویند که والی سمنگان وولسوال درصوف پایین که ازجمله هواخواهان حزب جنبش ملی اسلامی نیست ازهواخواهان کرزی می باشند .

اما باشنده گان محل می گویند که مخدوم محیب اله ولسوال جدید درصوف پایین شخص جدی وکسی است که به فرمان اوامرقوماندان احمدخان توجه نمی کند ، حضوروی درولسوالی درصوف پایین می تواند که تک تازی وازجنایات داملا کریم جلوگیری نماید عنایت اله عنایت نیزازمخدوم محیب اله شدیدا حمایت می کند وخودی وی دراستخدامش بحیث ولسوالی درصوف پایین نقش عمده داشته است .

به همین لحاظ قوماندان احمدخان بزوروجبرشماری زیادی ازمردم را علیه والی وولسوالی جدید درصوف پایین شوراند ومظاهره را راه اندازی نمود .

همچنان یک مقام دگری سمنگان که نخواست نامش فاش شود این مظاهره را ازسوی احمد خان خوانده گفت :" که این یک حرکت سیاسی ازسوی احمدخان هست ومیخواهد رقیبانش درسمنگان بشترحضورنداشته باشند .

همچنان حضورقوماندان احمدخان باشماری ازاعضای ولسی جرگه افغانستان دررهبریت این مظاهره موئید گفته های کارشناسان وباشنده گان محل می باشد.

همچنین مخدوم محیب اله نیزمظاهره را یک حرکت سیاسی خوانده گفت :" حینی که وی فرمان کرزی را پیرامون تقررش به عنوان ولسوال درصوف آورد قوماندان احمد خان باوی صحبت کرد وازوی خواست که آنچه او (احمدخان) می خواهد انجام دهد ودرغیرآن به عنوان ولسوال درصوف پایین کارکرده نمی تواند .

محیب اله علاوه کرد که حتی قوماندان احمدخان ازوی تقاضای ده هزاردالرنمود تا باوی درادامه کارش همکاری نماید که به موافقه نرسیدند.

محیب اله می گوید که احمد خان ازکسی درمنطقه حمایت می کنند که صدها جنایت درحق مردم انجام داده وتائید می کند که داملا کریم درسال 1382 خورشیدی به حمایت قوماندان احمدخان برمردم قریه های غلام خوجیین ، جبارخیل وعبدالمناف تجاوزنموده زمین های شانرا بزورسلاح غضب و بی ناموسی نیزکرده است که این گفته ها ازسوی مردم محل نیزتائید شده است .

باشنده گان قریه های دره صوف پایین می گویند :" داملاکریم درسال 1382 خورشید زمین های شانرغضب وزن های جوان را باخود برد وبرای بشترازیک ماه بدون محرم نگهداری کرد،  وحتی اکنون نیزاین ظلم واستبداد ازسوی داملا جریان دارد ."

آنان ازدولت مرکزی خواستارآنست که دولت مرکزی باید هیئت شانرا به منطقه بفرستد وداملاکریم را به میزمحاکمه کشاینده وزمین های شان را دوباره بازگردانند .

هنچنان جمعه گل یکی ازکسانی که مورد ظلم واستبداد داملاکریم قرارگرفته می گوید که :" داملاکریم آنان را نمی گذارد که حتی به مرکزسمنگان برود وهرگاه بداند که کسی به سمنگان ویا به کابل برای شکایت رفته وی زنان اطفال آن شخص را مورد لت کوب قرارمی دهند ودرگاو خانه اش تا هروقت که بخواهد زندانی می کند."

وی می گوید :" یگانه امید که برای شان بود تقررولسوالی جدید بود تا داد خواهی کند اما آن هم به مظاهرات که ازسوی داملاکریم واحمد خان صورت گرفت کارآنان را به مشکل مواجه ساخته وحالا هیئت ازکابل آمده اند تا مخدوم محیب اله ووالی را که افراد جدی وضد استبداد هست برکنارسازند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 10:39  توسط عبدالعظیم رسالت | 

نویسنده : رسالت

عدم تطبیق قانون ونبود نظام اقتصادی درست  دراجتماع ،بیکاری می آفریند، بیکاری: گرسنگی وفقر بمیان می آورد ، فقروگرسنگی اجتماع را به نابودی می کشاند ، قاعده است که برای نجات ازمرگ هرکس دست به هرکاری می زنند.

شایعات زیادی وجود داشت که درولایات شمال بخصوص درولایت سمنگان ، بلخ سرپل درزمستان سال قبل شماری ازخانواده ها برای نجات ازمرگ علف می خورند.

باری خبری داشتیم ازولایت سمنگان که دوفرد یک خانواده به علت گرسنگی جان باخته بودند ، اما تااکنون درین ولایات مواردی را سراغ نداشتیم که والدین فرزندان وجگرگوشه های شانرا درمقابل پول به فروش برسانند واز آن پول غذا وسایر مواد اولیه دست آورند.

درهمین اواخر موارد فروش اطفال خانواده های فقیر کم کم دارد افزایش می یاید حدود سه هفته قبل شخصی چند فرزند خورد سالش را درشهرمزارشریف به حراجی گذاشته بود ، اما یک عده ازتاجران وافراد بااحساس جامعه با کمک به پدراین طفال مانع این معامله شدند.

جریان طوری بوده است که مردی حدود چهل پنج ساله ای روزهای روز را برای بدست آوردن کارسرگردان بود اما هرگونه تلاشش به ناکامی می انجامید ، درخانه فرزندانش غذامی خواستند ومریضی زنش نیز اورا سخت درمضیقه قرارداده بود او بلاخره تصمیم گرفته بود که برای رهایی ازمرگ باید کاری کند که آن هم به بازارکشیدن اطفالش برای فروش بود ازمرد پرسیده شده بود که ازآینده طفلت نگران نیستی که چه خواهد شد گفته بود که هرگاه آب به حلوقوم برسد فرزند زیرپاست  .

همچنین خبرهای وجود دارد شماری ازخانواده های فقیر که توانائی خرج مصارف فرزندان شان را ندارد درارتباط با داکتران یا قابیله های شفاخانه ها می باشند هرگاه کسی به نوزراد یا طفلی ضرورت داشته باشند اطفال این افراد فقیررا درمقابل پول ناچیزی به فروش میرسانند واین قابیله های نیز درآن پول سهم دارند .

یکی ازین داکتران دریکی ازشفاخانه های مزارمعترف شده بود که این کاردرستی نیست ، گنه هم دارد ،اما فرارسیدن سرمای شدید زمستانی وناتوانی این خانواده باعث خواهد شد که این اطفال را ازدست بدهند بناء آنان نیزاین اطفال را به کسانی به فروش می رسانند که متمول باشند وتوانائی نگهداری خوب این اطفال را داشته باشند.

درتازه ترین مورد مادری فقیری درولسوالی دهدادی بلخ مصمم هست چهارفرزندش را به فروش برساند .

مادر این اطفال گفته است شدیدآ به پول ضرورت دارد غیر فروش فرزندانش دگری توانائی نگهداری این اطفال یتیم را درموجودیت سرمای شدید  ندارد .

این مادر هرطفل را مبلغ یک هزاردالرامریکائی قیمت گذاشته است وی این کاررا شیوه خوب برای نجات خود واولادش ازوضعیت موجودش می داند وانتظارفروش اولاد وجگرگوشه هایش را می کشد  ، وی گفته است که هرگاه حد اقل یک طفلش بفروش نرسد ازگرسنگی جان خواهندداد ویا سرمای شدید آنان را خواهد کشت .

درهمین حال نبود كار در فصل سرما سبب نگراني شديد سایرشهروندان اين ولايت نیزگرديده است.

 مقصرکیست ؟

تعداد زياد از شهروندان ولايت بلخ مي گويند در فصل سرما بيكاري در اين ولايت روبه افزايش بوده واين مسله سبب نگراني شديد آنان گرديده است.

محمد علي يكي از شهروندان ولايت بلخ كه به گفته خود ش هفت طفل داردمي گويد بيشتراز يك ماه مي شود كه به كار نرفته و به خانه اش حتي يك قرص نان هم ندارد وي با ابراض نگراني از اين موضوع مي گويد كه دولت بايد براي شهروندان بيكار زمينه كاريابي  را فراهم سازد.

در هين حال محمد اسحاق يكي ديگر از شهروندان بلخ گفت: دولت به وعده هاي اش در عرصه كاريابي به صورت درست عمل نه نموده و همواره يك چيز گفته و چيزي ديگري عمل نموده است.                     

وی دولت افغانستان را مقصرمی داند ومی گوید که دولت هيچ نوع تدابير براي طبقه كارگر از قبل نسنجيده و اين مسله براي فعلآ سبب شده كه به صدها تن از شهروندان كشور و به خصوص ولايت بلخ بي كار بماند.

محمدعلی می افزاید که این همه ناامنی ها سرقت های وراه زنی ها همه ازگرسنگی وفقرمی باشد هرگادولت زمینه های کار را برای مردم محیا سازد نه جنگ درافغانستان خواهد بود وطالب ، القاعده وتروریست وراه زن نیزوجود نخواهند داشت فقط شکم مردم خالی برای نجات آن دست به هرکاری میزنند.

اما زبيح الله اختري رييس خدمات سكتوري ولايت بلخ می گوید: در حال حاضر براي بالاتر از پنچ هزار تن از شهروندان ولايت بلخ از طريق پا ك كاري چشمه ها در ولسوالي هاي اين ولايت وغرس نهال پسته در نه ولسوالي كوهستاني ولايت بلخ زمينه كار مساعد گرديده و قرار است در آينده نزديك از طريق زرع زعفران درشش ولسوالي اين ولايت  براي بالاتر از نه هزار تن از شهروندان ديگر ولايت بلخ نيز زمينه كار مساعد خواهد شد.

وي هزينه مجموعي اين پروژه ها را بالاتر از سه مليون دالر آمريكايي دانسته گفت تمامي اين مقدار پول از طرف اداره انكشافي ايالات متحده امريكا پرداخته مي شود.

گرچند اين مسوول بلند پايه ولايت بلخ مي گويد كه براي بيشتر از پنچ هزار تن دراين ولايت زمينه كار مساعد گرديده و قرار است كه براي نه هزار تن ديگر نيز زمينه كار مساعد گردد

اما خان علي كه به گفته خو د ش شصت و پنچ سال دارد و از سردي هوا هم اندام اش مي لرزد مي گويد مدت دو ماه است كه كار پيدا كرده نتوانسته است.

وي هم چنان مي گويد در خانه از يك طرف فرزندان خرد سال اش را سردي هوا تهديد مي نمايد و از طرف هم نبود غذا ...

در عين حا ل اين مرد محاسن سفيد با بسيار نااميدي مي گويد كه اگر دولت براي اش در زمستان پيش رو كمك نه نمايد بيم دارد كه فرزندان اش را از اثر گرسنگي وهواي سرد زمستان از دست بدهد.

نبود كار تنها براي افراد بي سواد و كم سواد يكي از مشكلات عمده در بلخ  نبوده بلكي افراد با سواد نيز با اين مشكل مواجه اند.

 داكتر محمد ضيا مسوول خدمات كاريابي در بلخ مي گويد از آغاز سالجاري در حدود چهار هزار تن از افراد با سواد غرض دريافت كار دراين اداره مراجعه كرده و تنها براي كمتر از صد تن زمينه كار مساعد گرديده است.

بايد ياد آور شد كه نبود كار سبب گرديده كه همه روزه دها تن از باشيندگان ولايت بلخ دست به مهاجرت هاي غير قانوني به كشورهاي هم جوار به خصوص ايران بزنند كه چندي قبل اين مسافرت هاي غير قانوني سبب كشته شدن شش تن از شهروندان اين ولايت در سرحد بين افغانستان و ايران گرديده بود.

كه از اثر شليك نيروهاي مرزي ايراني اين شش تن كه اكثريت شان هم جوانان زير سنين سي سال بودند كشته شده بود.  .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/02ساعت 16:24  توسط عبدالعظیم رسالت | 

زمستان سرد آینده تلفات بیشترخواهد گرفت

 

در ولایت بلخ هفتاد و چهار هزار و شش صد و دوازده خانواده به کمک از قبیل مواد غذایی و سوخت  در زمستان  ضرورت دارند.

 در چوکات دولت افغانستان اداره ای  بنام مبارزه و آمادگی  با حوادث وجود دارد که این اداره معمولاً آمادگی های برای حادثات و واقیعات احتمالی  داشته می باشند.

 

اینکه اداره ای یاد شده در شمال مخصوصاً در ولایت بلخ چه تدابیر گرفته است  رحمت اله زاهد رئیس اداره مبارزه با حوادث می گوید که بیش ازهفتاد هزارخانواده دربلخ به مشکل فقردچارمی باشند که این ریاست برای آنان بیش از5 هزارتن موادغذائی را آماده کرده است .

وی می گوید که هنوزاین کمک های به ولایت بلخ داده نشده اما این مقدار کمک ها ازسوی دولت مرکزی وعده داده شده است  .

 

واینکه آیا این مقدارکمک ها برای این تعداد افراد کافی است وچگونه توزیع می گردد باشنده گان بخصوص افراد بیچاره وفقیراین ولایت را نگران ساخته که آنان می گویند که اکثریت این کمک ها به مثل کمک های قبلا صورت گرفته به مستحقین نمی رسد وکسانی می گرند که واسطه ورابطه دارند وبه مستحقین نمی رسد.

این نیزهنوزمعلوم نیست که این کمک ها چه زمان می آیند و تحت چه شرایطی به مردم توضیع می شوند.

اخیراً کمسیون ولایتی مبارزه با حوادث که منشاء می گیرد از کمسیون ملی مبارزه با حوادث ، طرح را ترتیب و به ادارات کمک کننده پیشنهاد نمودند.

در این طرح میزان مستحقین در ولایت بلخ بررسی شده و مواد غذایی لازم پیشنهاد شده که باید در اختیار این کمسیون قرار بگیرد تا در وقت مناسب توضیع گردد .

 

به گفته رحمت الله زاهید ریس مبارزه و آمادگی با حوادث  اگر این مواد غذایی دراختیار قرار نگیرد و در وقت مناسب توضیع نگردد. این ولایت شاهد یک فاجعه انسانی خواهد شد.

اقای زاهد می گوید که احتمالا زمستان آینده بگونه زمستان گذشته سخت خواهد بود ودرین صورت ما تلفات وخسارات جبران ناپذیرخواهم داشت .

 

بر علاوه اداره مبارزه با حوادث نهاد های دیگر هم وجود دارند که در حالات اضطراری به کمک افراد آسیب زده می شتابند و به آن ها تا حد و توان خود کمک می نمایند اما از اینکه فقر و بیکاری در جامعه زیاد است هر یک از این نهاد ها از عدم موجودیت امکانات کافی برای کمک به آسیب دیده گان شکایت نموده می گویند امکانات دست داشته ما نظر به میزان خانواده های نیاز مند بسیار کم است.

 

محمد اسحاق سروری ریس نهاد خیره رضا کاران که می گوید که امسال زمستان سختی پیش رو خواهیم داشت و ضرورت نهاد های بیشتر کمک رسانی به مردم دیده می شود تا بتوانند به تمام افراد نیازمند کمک صورت بگیرد.

محمد اسحاق سروری مستوفی و ریس نهاد رضا کاران در ولایت بلخ هشدار می دهند که اگه تاجران ودولت مرکزی ازهمین اکنون امادگی های لازیم را برای مقابله با حوادث زمستان آینده نگیرند ، خیلی درد آوروبرای دولت مرکزی درد سربزرگ خواهد شد.

وی که یک نهاد خیریه دارد ازتاجران ملی شاکی است که تاجران امسال برای آنان هیچ گونه وعده همکاری نداده اند تا ازطریق این نهاد به مستمندان کمک صورت گیرد .

 

با وجود اینکه مشکلات تا حدی بررسی شده و به گفته ریس مبارزه با حوادث در اختیار بعضی نهاد های زیربط گذاشته شده ولی  هنوز که زمستان تقریباً فراه رسیده و هر لحظه امکان دارد که برف و  باران شروع به باریدن کند اما نهاد های کمک کننده هنوز هم از نرسیدن کمک ها شکایت می کنند.

غیرتم نمی پذیرد که خواهرانم گدائی کنند!

 

محمد رسول ده ساله باشنده شهرمزارشریف که کراچی دارد می گوید که سردی وگرسنگی سال گذشته را که بیاد می آورم سخت می ترسم ، زیرا که درسال قبل مادرم کفش نداشت مجبورشده بود که گذائی کند ، یک شب به خانه برگشت پایش را یخ زده بود درخانه ضعف کرد.

رسول که اکنون نان اورخانوارده است می افزاید که وقتی مادرم ضعف کرد تمام امیدهایم را ازدست دادم که حالا مادرم را نیزازدست دادیم .

او می گوید که پدرش نه سال قبل مفقود شده هیچ معلومات ندارند که زنده است یا مرده ؟ رسول دوخواهرنیزدارد وی می گوید که نمی خواهد به مکتب برود، زیرا که اگروی به مکتب برود مجبورا مادروخواهرانش گدائی کنند ، که این حالت را غیرتم نمی پذیرد .

 

رضا نیزکه کردیت کارد می فروشد ازکارش راضی می گوید که همه چیزقمت هست درمقابل خرچ ومصرف توانش را ازدست داده وی می گوید : که کاری که می کند شب هنگام فقط نان خشک خرد ودیگه هیچ چیزرا نمی تواند بخرد این مشکل وی را سخت خسته ساخته است .

 

محسن که سگریت فروشی می کند می گوید زمستان فرارسید نه چوب دارد ونه برای فرزندانش لباس وپاپوش زمستانی خریده ونه آرد وروغن دارد این مساله سخت نگرانش کرده است .

 

شمار نظریات کسانی را شنیدید که حداقل به یک کاری مصرف بودند و روزانه میتوانستند که صد یک نیم صد افغانی کار کنند واما آنانکه هیچ مصروفیتی ندارند معلوم است که چه آماده گی ها برای زمستان گرفته اند.

محسن می گوید که وی با مردی صحبت کرده است که وی برایش گفته که درچنین شرایط هرکاری می کنی بکن درفکراین نباش که کاری خوب است یا بد کوشش کن خود وخانواده ات را ازمرگ نجات بده .

محسن می گوید که آن مرد تلاش داشت تا مرا وادارسازد که مواد مخدر را برایش بفروشم وازین بابت پول زیادی هم دراختیارم می گذاشت اما من این کارنکردم ولی وی می گوید که آنان خیلی افراد را به همین قسم برای فروش مواد مخدرجذب کرده اند.

واقعاً فقر و تنگ دستی انسان را مجبور به انجام کار های زیاد می کند کار های که اصلاً تصور آن نمی شود.

 

آقای خیر محمد دهزاد ریس امور مهاجرین ولایت بلخ یک خاطره ای از این افراد دارد وی گفت که روزی یک فامیل به ریاست آمدند گفت هرگاهی به آنان کمک نکنند باید فرزندانشان را به فروش برسانند ویا اینکه آنانرا به قتل برسانند تاازغم پرداخت نفقه راحت شوند.

ذخیره گاه های خالی ازمواد غذائی

با آمد گی های نه چندان خوبی که اورگان های کمک کننده در حالات اضطرار دارند شماری از باشنده و افراد با نفوذ ولایت بلخ به این نظر اند که مردم از یک سو از زمستان سال گذشته خساره مند گردیده اند و سوی دیگر آمده گی های که وجود دارد چندان محسوس نیست به نظر آنان به امید آمدن کمک های وعده داده شده  نمی توان اسودگی خاطر شهروندان را فراهم کند.

زلمی یونسی ریس شورای همایت از معارف در ولایت بلخ با انتقاد ازریاست ضد حوادث می گوید که وی ازرئیس این ریاست پرسیده هم چه مقدارمواد غذائی درگداماهی شان ذخیره دارد رئیس مبارزه با حوادث گفته یک بوری آرد هم درذخیره گاه شان ندارند .

 

یونسی می گوید که این وضعیت خیلی نگران کننده هست واین ریاست نباید به رسانه ها وعده های بی مورد بدهد .

آقای یونسی کمک های مانند توضیع یک بوری گندم را و یاچند کیلو گرام روغن را کار اساسی و کار که بتواند ریشه فقر را برای دایم در کشور از بین ببرد نمی داند بلکی بنظر وی باید برنامه های منظم برای جلو گیری از سوی دولت افغانستان گرفته شود. بخصوص در عرصه رشد زراعت که میتواند 70 در صد مشکلات اقتصادی مردم افغانستان را حل نماید.

 

نامبرده در مورد راه حل این موضوع چنین افزود : باگذشت 30 جنگ بزرگان هنوزدرتلاش تامین امینت وثبات ورفاه مردم نیست ، وی می گوید که دولت باید کارهای بنیادی را درسکتورهای زراعت ومالداری وبرق انجام دهند تا بشتر مردم دارای شغل گردند وکشورنیزازنیازمندی برآید ، درغیراین صورت صد سال دگرکه به همین قسم بگذرد وضعیت بهبود نخواهد یافت.

 

 بلاخره نتیجه این خواهد بود که دولت افغانستان همین حالا خاطره تلخ سال قبل را فراموش نموده وهیچگاهی برای ازبین بردن فقروجلوگیری ازتلفات انسانها ومواشی عملا کاری را انجام نداده اند.

 

گفته شده است خشک سالی سال جاری در شمال کشور  بیش از یک صد تن کشته بجا گذاشت ، گراف فقر و بیکاری را درافغانستان نسبت به سالهای قبل به کرات بلند برده وهرگاهی که اقدامات لازیم روی دست گرفته نشود فاجعه خطرناک انسانی درقبال خواهد داشت.

 

هرگاهی که ما نظری به واقعات ناگوارسال گذشته اندازیم وبیاد بیاوریم که صدها تن درولایات بلخ ، فاریاب َ، سرپل ، هرات ، بادغیس ، غوروسایرولایات افغانستان ازگرسنگی وسرمای شدید جانهای شانرا ازدست دادند هزاران مواشی تلف شدند،  اینجاست که مو دربدن انسان سیخ می شود ومتوجه می شویم که مقامات یا درفکرمردم نیستند ویا هنوز درخواب عفلت لمیده اند ویا تلفات وخسارات سال قبل را فراموش نموده اند.

امید می برم که این وعده ها برای فریب مردم نباشد وکمک های عاجل برای کسانی که درزیرخط فقرقراردارند رساینده شود وازنگرانی های موجوده کاسته شود. رسالت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/15ساعت 11:11  توسط عبدالعظیم رسالت | 

 آتش کده نوبهاربلخ را نخستین پادشاه آریائی ساخته است

 

نوبهاربلخ یا نواویهارا بزرگترین آتشکده درخشنده که توسط یما نخستین پادشاه آریایی حدود 1600 سال قبل ازمیلاد ساخته شده است ، حالا یک تپه خاکی بیش نیست .

 

بلخ که ازادوارگذشته تاکنون شهرت جهانی دارد مرهون مدنیت گوناگون نیاکان این سرزمین بوده است ، یکی ازبناهای که شکوه وجلال این سرزمین را نشان می دهد آتشکده نوبهاربلخ که شماری آنرا معبد نوبهارنامیده اند می باشد .

درمورد قدامت تاریخی این بنای تاریخی مورخین نظریات گوناگونی را ارائه نموده اما شماری زیادی باوردارند که این بنای تاریخی را یما پادشاه یا )نخستین پادشاه آریائی بیش از1600قبل ازمیلاد( ساخته است.

 

نوبهاربلخ یا ناواویهارا که آوازه شهرتش نه تنها درافغانستان بلکه درکشورهای منطقه نیزازشهرت بسزائی برخورداربوده ، سالانه هزاران تن جهت تماشای این اتشکده دربلخ می آمدند واما دردورانهای بعدی ازین بنای تاریخی به عنوان بت کده استفاده می شده ودرین ایام نیزهزاران تن از پیرودین بودائی درینجای معروف برای زیارت می آمدند.

 

کلمه نوبهار ترکیبی است ازدوکلمه (نو) و(بهار) می باشد که درشکل سانسکریت آن ( ناوا) و(ویهارا) است که نو وجدید و بهار معبد یا عبادت گاه معنی می دهد که درکل به معنی معبد جدید می باشد.

 

بعضی ازمورخین بدین باورند که این معبد ازمراکزدین بودائی بوده واما شماری به استناد ازکتاب اوستا باوردارند که نوبهاررا یما جمشید نخستین پادشاه آریائی ساخته است  که این مساله درکتاب اوستا یاد آوری گردیده است ، اما اینکه چرا نوبهاربلخ را معبد بودائی می گویند ؟ تاریخ دانان می گویندکه درزمان بودائی ها ازنوبهاربلخ به عنوان معبد استفاده گردیده  واین بزرگ ترین معبد درسطح کشورهای همسایه ومنطقه بوده است.

 

پوهاندوی عبدالعزیزعظیمی  استاد دیپارتمنت تاریخ پوهنخی ادبیات بلخ در رابطه به اهمیت آن میگوید نوبهار یا نوا ویهارا که آوازه شهرت آن از حدود خاکهای خود  ما گذشته  در کشور ها مجاور مانند هند و ایران و چین و دورتر ها انعکاس افگنده بود و از نقاط مختلف جهان بودایی زوار و راهبان برای زیارت آن می آمدند.

 

محمد شریف مدیرعمومی حفظ وترمیم آبدات تاریخی ولایت بلخ اظهار داشت:" آتشکده نوبهاربلخ که یکی ازبناهای تاریخی ولایت بلخ بوده هرروز توسط مردم تخریب شده و بزمین های زراعتی شان تبدیل می کنند ونیز خشت های بناهای تاریخی دروازه نوبهار بلخ وبالا حصار بلخ را سرقت نموده  ومورد استفاده شخصی شان قرارداده اند.

 

درهرحال هدف ازین نوشته برسی وضعیت کنونی این ابده تاریخی است که نوبهاربلخ زمانی شکوه جلال یما پادشاه را نشان می داد وپس ازآن بودائی ها به عنوان بزرگترین معبد که درکنارش صدها وحتی هزاران عابد زنده گی می کرد وسالانه هزاران زایرازگوشه وکنارجهان برای دیدن نوبهارمی آمدند درچه حالی قراردارد؟

 

این بنای تاریخی که درولسوالی بلخ قراردارد هرگاهی کسی بسوی جوزجان بروند درنخستین گام درولسوالی بلخ برسرشاهراه چشمش به تپه ی ازگل برخواهد خورد وسوالی را درذهنش پدید خواهد آورد که این تپه خاکی چه خواهد بود وچرا برسرشاهراه قرارگرفته وچرا تاکنون بکلی ازبین برده نشده ؟ وتنها قسمت ازآن برای عبورشاهرا ه ازبین برده شده که درآن قسمتش نیز دیواراستنادی سمنتی را ساخته اند

 

 سیمایی ظاهری این تپه خاکی ومتروک که دربالایش یک پوسته پولیس برای کنترول اوضاع امینتی ساخته شده به هیچ وجه نشان دهنده یک آبده تاریخی نیست ویا نشاندهنده آن نیست که درسالیان گذشته این تپه گلی عمارت بزرگ بوده باشد که ازوجود آن حاکمان  وباشنده گان آن سرزمین فخر می نمودند.

 

نوبهاربلخ اکنون یک تپه خاکی وسوراخ سوراخ بیش نیست ازشگاف های عمیق آن هویدا می گردد که درسالهای اخیرنیزاین تپه خاکی ازحمله قاچاقچیان ودزدان آثارباستانی درامان نبوده وآنان برای بدست آوردن چیزی بدنه این تپه را بگونه غربال شگاف شگاف  ساخته اند.

 

یک سربازمحافظ دراین منطقه میگوید که بشتر درمورد این تپه خاکی نمی داند اما اینقدرشنیده است که این آتشکده زردشت میباشد.

 

همچنان سید رضا حسینی این بناي تاريخی را که به آتشکده های زردشت مشهور گردیده است را در اصل معبد بودایی میداند.

 

عبدالرحمان45 ساله يك تن از اهالی   منطقه  میگوید كه  این آبدات در اثر حفریات خود سرانه اهالی منطقه و همچنان انتقال خاک برای تیار کردن خشت و خانه سوراخ سوراخ شده است .

 

اماجمعه گل باشنده ولسوالی بلخ می گوید  مردم در 10 سال گذشته به حفریات خودسرانه در این منطقه مشغول بودنند فعلا جلو آن گرفته شده است ، وی درمورد اینکه آیا کسانی که حفریات را انجام دادند چیزی بدست می آوردند یانه؟ می گوید که اگه چیزی بدست نمی آوردند چرا این تپه را مثل شارزنبورسوراخ سوراخ ساخته اند وچرا آنان شب ها بی خوابی می کشیدند به حفرکاری می پرداختند؟

 

محمد روسول یک دکاندارکه درنزدیکی نوبهاربلخ چای می فروشد می گوید که  از سال های   1370 الی 1381   مردم منطقه به حفریا ت خود سرانه آبده های تاریخی مشغول بودند . واین جا نیزکارمی کردند وی و همچنان می گوید که مردم از خاک این تپه برای اعمار مساکن خود نیزاستفاده میکردند.

 

رسول می گوید که آنان نمی دانستند که این تپه وسایرمناطق که ساحه باستانی است خیلی ارزش داشته وباید درنگهداری اش کاری را انجام میدادند اکنون وی مدعی است پس ازآنکه دانسته است که بناهای تاریخی هویت فرهنگی وارزش همان مردم را نشان می دهد خودتلاش می کند که درهمچوجاهای اگراطفال یا کدام کسی دست به تخریب آن ساحات باستانی می بزنند خود مانع شان می شود. رسالت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/09ساعت 10:23  توسط عبدالعظیم رسالت | 

 

 

درشب نوزدهم میزان چهاربال طیاره برهشت منزل مسکونی درولسوالی چهاربولک ولایت بلخ حجوم بردند وضمن لت وکوب باشنده گان گفته شده که زیورات زنان را نیزبه غارت بردند.

 

عطا محمد نوروالی بلخ صبح فردای آنروزاین حمله را وحشیانه وغیرقانونی خواند وگفت که هرگاهی این گونه عملیات درقلمروش صورت گیرد مردم را تحریک خواهند که با سنگ وچوب علیه شان برخیزند.

 

والی بلخ مدعی است که این گونه عملیات خود سرانه نخستین بارنیست که توسط نیروهای بین المللی صورت می گیرد بلکه اضافه ازیک سال قبل نیز نیروهای ویژه امریکائی برخانه قوماندان اخترمحمد ابراهیم خیل حمله نمودند ،پسرجوانش ولی محمد ابراهیم خیل را با ضرب گلوله درجلوی چشمان خانواده اش به قتل رسانیدند.

 

عطامحمد درهمان زمان نیز حمله نیروهای ویژه امریکائی را محکوم نمود وخواستاربازپرسی ومحاکمه آنان گردید.

 

اما تا اکنون که قریب دوسال ازآن می گذرد هیچ اقدامی برای به میزمحاکمه کشانیدنشان ویا جهت برسی قضیه قتل ولی محمد ابراهیم خیل کاری انجام نگرفته است.

 

بگفته باشنده گان ولسوالی چاربولک بلخ شب هنگام چهاربال هلی کوبتر،قریه ما را (خان آباد ) محاصره نمودند وبرهشت منزل مسکونی بدون درنظری گیری عنعنات مردم ، دروازها را شکستاندن بزورسلاح وارد خانه ها گردیدند .

آنان مدعی اند که این نیروهای به هیچ کسی اجازه حرف زدن را نمی داد وهرکسی که مانع ورود شان به خانه اش می شدند مورد لت وکوب قرارمی گرفتند.

باشنده گان محل مدعی اند که این نیروهای ریش سفیدان ، جوانان همه را مورد ضرب و شتم قرار دادند .

 

یکی ازمتضررین به کلید گفت: آنان بکس های زنان ما را شکستاندن وپس از پراگنده نمودن لباس ها وسایل زرینه زنان را باخود برده اند .

 

همچنان شماری زیادی ازباشنده گان محل با عطامحمد نوروالی بلخ هم نوا بوده ومدعی اند که ازاکثریت خانه های که مورد حجوم این نیروها قرارگرفته وسایل قیمتی شان به یغما برده شده اند.

 

باید گفت که این گونه برخورد درمیان مردم افغانستان حساسیت برانگیزمی باشد وبی احترامی نسبت به برزگان قوم ، خانه شان را به دیده بد می نگرند. وازاجرا کننده گان آن سخت متنفرمی گردند .

 

چنین واقعاتی برای نخستین واخرین بارنیست که ازسوی نیروهای خارجی صورت می گیرد اینگونه رویدات ها یا حتی شدید ترازآن نیز درنقاط مختلف افغانستان رخ داده که اعتراضات شدید را علیه نیروهای داخلی وخارجی به میان آورده است .

 

محمد رفیع یک تن ازباشنده گان ولسوالی چهاربولک باوردارند که مردم چهاربولک پس ازوقوع این حمله ازدولت ونیروهای خارجی سخت ازرده گردیده وآنان را متجاوز می دانند.

 

سوال این جاست این نیروها آیا برای گرفتاری موادمخدریا قاچاق بران آن درچهاربولک حمله ورشده بودند یا اینکه برای سرقت زرینه های زنانه ؟

 

من این موضوع را نه روزبعد ازواقعه با زمری بشری سخن گوی وزارت داخله درمیان گذاشتم اما وی ضمن بی اطلاعی ازقضیه حمله برمنازل مسکونی درولسولی چهاربولک مدعی شد که وزارت داخله افغانستان طیارات هلی کوبتر دراختیارندارد ، ونیزنمی داند که کدام ارگان این حمله را انجام داده است ووزارت امورداخله هیچ درجریان نیست که آیا چه وقت چه زمانی حمله صورت گرفته است ؟ واین موضوع را تحقیق خواهد کرد .

 

درحالیکه والی بلخ این نیروهارا مربوط قطعه 303 وزارت داخله دربخش موادمخدردانسته می گوید که حمله آنان دشمنانه ، وحشیانه ، غیرقانونی وخودسرانه بوده است زیراکه او با رئیس جمهورکرزی  وزیر داخله وهمه مقامات مسئول درمرکز صحبت نموده هیچ کدام دستوراین حمله را نداده وحتی درجریان نبوده اند.

 

هچنین شماری ازباشنده گان بلخ باوردارند که وزارت داخله افغانستان ازعمل که اینجام داده سخت شرمنده خجیل اند ، زیرا که درتلاشی شان ازخانه های دهقنانان چیزی را بدست نیاورده اند .

 

اشرف الدین محصل درپوهنتون بلخ باوردارد که وزارت داخله بخاطری ، ازاین حمله اعلان بی خبری می کند که نیروهای شان بی شرمانه اموال وزرینه های زنان را دزدیده اند ، حالا باید وزارت داخله ازاین حمله اظهار بی اطلاعی نمایند.

 

اما نیروهای ایساف که مسئولیت کنترول وتامین امنیت فضای هوائی ولایت بلخ را به عهده دارند ، پس ازانتقاد های والی بلخ درنامه خبری اظهارداشت که این نیروها ازسوی وزارت داخله آمده بودند ودرمقرآنان سوخت گیری نمودند.

 

با این حال کارشناسان مسایل سیاسی دربلخ این حمله را زنگ خطر برای عطامحمد والی بلخ می داند وباوردارند که مقامات مرکزازمقامات بلخ ناراض وبی اعتماد کشته وخود می خواهند که درکنترل ، گرفتاری قچاق بران مواد مخدردربلخ اقدام نمایند.

 

محمد ناصرامینی استاد پوهنتون مولانا جلال الدین محمد بلخی درمزارشریف ضمن تائید بی باوری دولت مرکزی نسبت به مقامات بلخ می گوید که این بی اعتمادی دولت مرکزی یک جانبه بوده زیرا که مقامات بلخ دراجرای قانون وتطبیق اوامر وفرامین دولت مرکزی پابند می باشند.

 

سردارمحمد سلطانی قوماندان امینه ولایت بلخ درمورد اینکه چرا این را والی بلخ غیرقانونی می داند آیا دولت مرکزی حق مداخله درامورولایات ولسوالی های را ندارد ؟؟

 

سلطانی باوردارد که این حمله ازآن جایی خلاف قانون دانسته می شود که آنان بدون هماهنگ سازی مقامات محلی وبدون نماینده سارنوالی ومحکمه شب هنگام برمنازل مسکونی حجوم برده اند که این خود خلاف قوانین افغانستان می باشد .

 

درضمن ناصرامینی نیزمی گوید که هرگاهی که دولت مرکزی درتمام امورولایات خود مستقما دخالت نمایند دگرضرورت به ارگانهای محلی نخواهد بود.

 

این درحالیست که درواکنش به حمله چهاربالهای نیروهای خارجی درچهاربولک شهروندان بلخ سخت عکس العمل نشان داده ومی گویند که این گونه حملات شگاف عمیق میان دولت وملت بمیان می آورد وادامه همچو عملیات می تواند که درگسترش ناامنی های درشمال موثر باشد.

 

درعین حال درهمین آواخرواقعات قتل وسرقت های مسلحانه درمزارشریف و ولسوالی های ولایت بلخ افزایش یافته که درچند درگیری پولیس وبگفته پولیس دزدان مسلح به قتل رسیده اند.

 

مهم ترین مورد آن بود که پنج تن درولسوالی بلخ توسط پولیس به قتل رسیدند وازآنان طلا وسایراجناس قیمتی زنان بدست پولیس افتاد. رسالت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/09ساعت 10:18  توسط عبدالعظیم رسالت | 

نویسنده : رسالت  

خواجه پارسای ولی دوباره زنده می شود!

 مسجد خواجه پارسای ولی که یکی از آبیده های عصر تیموریان درولایت بلخ می باشد اکنون کارترمیم آن به ارزش دو صد هزار دالر امر یکایی آغازگردیده است .

 صالح محمد خلیق رییس اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ گفت هزینه باز سازی این مسجد را وزارت ارشاد حج و او قاف کشور پرداخته است .

 موصوف گفت با این مبلغ  کار های محا فظوی ، عایق کاری  سنگ فرش و بعضی از قسمت های مسجد که کاشی هایش آسیب دیه است ترمیم و بازسازی می شوند .

نامبرده گفت مبلغ که جهت بازسازی  این مسجد اختصاص یافته نسبت به حجم کار کم بوده و آنان تصمیم گرفته اند شماری از قسمت های را که بیشتر نیاز به ترمیم دارند آنرا ترمیم نمایند.

 مسجد جامع خواجه پارسای ولی در مرکز شهر ولسوالی بلخ قرار دارد و از اهمیت زیادی میان باشندگان آن ولسوالی برخوردار می باشد.

 ساختمان با عظمت این مسجد  به فرمان میرفرید ارغون یکی ازفیودال ها و زمین داران  آن زمان در سال 867 هجری مطابق 1462 میلادی اعمار گردیده است .

 این مسجد دارای هشت ضلع بوده و در پیشروی آن پیش تاقی است که دردوطرف آن منارهای بلندی دارد که درکنارش ستون های شیاردارو پیچیده نیزمی باشد که برزیبائی آن افزوده است .

گنبد مسجد خیلی بزرگ است و نشان میدهد که معماری مسجد بدون شک توسط استادی ماهر ی صورت گرفته است  که تنها از معماری آن عصر استفاده نکرده است .

گنبد نوک دار ستون های مار پیچ و دو منزله به شکل بسیار عالی ساخته شده است که هر بیننده را به حیرت می آورد و همه ساحات آن باکاشی های سبز رنگ تزین گردیده است .

اما به نظر شماری از مورخین  تزینات این مسجد در زمان های بعد صورت گرفته است .

باآنکه این مسجد یکی از آبده های معروف کشور به حساب میرود اما شماری از مردم که در نزدیکی آن  زندگی می کنند می گویند که  بعضی از قسمت های آن از جمله گنبد و دیوارآن  در اثر عبورومرور وسایط و عدم توجه مسوولین  آسیب دیده است  .

 محمود خان یکی از باشندگان ولسوالی بلخ می گوید که که دیوار و بعضی از قسمت های گنبد آن ترک برداشته ونیزبعضی از کاشی های این ساختمان تخریب وافتاده است .

سید رضا حسینی کارشناس آبدات تاریخی دربلخ می گوید که این مسجد بعد از اعمار آن چهار بار ترمیم و بازسازی شده است موصوف می گوید این مسجد بار اول توسط یکی از نواده گان خواجه پارسا که هم اکنون مرقد آن در نزدیک این مسجد  می باشد بازسازی شده  و باردوم  توسط عبدالله خان یکی از حکام آن زمان اعمار شده است .

و بارسوم  در قرن 17 توسط سید سبحان قلی خان که در آن ساحات حاکمیت داشته   بازساری شده است و نیز برای آخرین بار 30 سال قبل به کمک مالی کشور هندوستان نیز ترمیم و بازسازی شده است .

 موصوف گفت وضعیت فعلی آ ن به اثر قدامت ایام فرسوده شده و  نیز به اثر زلزله ایکه  قبل  سال 1353 رخ داد قسمت از گنبد این مسجد تاریخی فرو ریخت و در این دوران به کمک مالی کشور هندوستان این مسجدبازسازی شده است.

 این مسجد نیز مانند سایر آبدات تاریخی کشور از آسیب جنگ ها به دور نبوده و چنانیکه آقای حسینی می گوید صدمات نیز به پیکر ان  رسیده است وی عمده ترین آسیب را که این مسجد متقبل شده ازناحیه رفت و آمد موتر های سنگین وزن عنوان کرد .

 نامبرده گفت در گذشته ساحات بیشتر مربوط این مسجد بوده که بعد ها نظر به تطبیق نقشه شاروالی ،  در اطراف مسجد  ساحا ت زیادی آن برای اعمار منازل رهایشی و ایجاد سرک اختصاص یافته است .

 صالح محمد خلیق رییس اطلاعات فرهنگ ولایت بلخ میگوید که قسمت های زیادی از این مسجد ایجاب ترمیم را می نماید اما نامبرده می گوید به دلیل کم بودن هزینه آنان تصمیم گرفته اند قسمت های که بیشتر نیاز به ترمیم را دارند بالای آن کار نمایند

موصوف گفت وزارت ارشاد حج و اوقاف کشور دو صد هزار دالر را جهت بازسازی آن در نظرگرفته اند که بارسیدن مبلغ مذکور کار عملی آن آغاز گردید .

خلیق در مورد اینکه چی کار قرار است با این دوصد هزاردالرامریکائی  صورت خواهد گرفت ؟ وی علاوه نمود که جاهای که بشترتخریب گردیده درگام نخست باید کاشی های آن وقسمت عمده تخریب که دربالای مسجد صورت گرفته ترمیم صورت گیرد .وباید مسجد نمای اولی اش را بخود گیرد.

 نامبرده نیز اضافه نمود سرک که از کنار این مسجد می گذرد با بازسازی آن و به منظور محفوظ ماندن آن از صدمات و لرزش موتر بروی ترافیک مسدود خواهد شد .

 مسجد ابونصر پارسا یک بنای با عظمت هنرمعماری دورهء تیموری است که صد هاتن روز های جمعه  جهت ادای نماز جمع می شوند و نیز دها تن در روز های رخصتی از این آبده دیده می نمایند .

 طبق یک خبر دیگر دسته ء از باستان شناسان از مرکز باستانشناسی وزارت اطلاعات و فرهنگ باشماری از باستان شناسان فرانسوی کاوشها ومطالعات را در ساحات مختلف ولسوالی بلخ از جمله تپه زرگران ، بالاحصار و دیوار شرقی این ولسوالی از چند روز به این طرف آغاز نموده اند .

 رییس اطلاعات و فرهنگ این ولایت می گوید: که این مطالعات و کاوش ها تا ماه دیگر ادامه پیدا خواهد کرد .

و نیز گفته شده این گونه مطالعات  در ساحات ولایات سرپل و جوزجان نیزصورت خواهد گرفت .

 قابلذکراست کاربازسازی   باغ و قصر جهان نما که  از چندی به این طرف آغاز شده است هم اکنون نیز جریا ن داشته  که در این بازسازی دیوار ها  و خود قصر باغ ترمیم و باز سازی می شوند .

 این نخستین اقدام بازسازی وترمیم آبیدات تاریخی درولایت بلخ می باشد که روند بازسازی آبیدات تاریخی می تواند که درحفظ ثروت های فرهنگی ملی تلاش صورت گرفته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/30ساعت 11:35  توسط عبدالعظیم رسالت | 

عروسان زیبا را مادريال ( شیشک ) می برند!

 عروسم را دوست داشتم مثل دخترم همواره نازش میدادم هفت سال به همین منوال گذشت صاحب دوفرزند شد، درفرزند سوم که قراربود ، وضع حمل کند، به مشکل جدی دجارشد ، وابسته گان همه اورا به شفاخانه ولسوالی انتقال دادند ، تانصف راه به علت عدم راه مناسب به مرکب انتقال دادند ، ومتباقی راه را که فاصله زیادی هم دارد با موتربه شفاخانه رساندند.

شفاخانه اندخوی که ساعت ها ازمحلات مسکونی فاصله دارد، بازهم برای تداوی امراض اندک خوب است اما اینگونه امراض برای باشنده گان ولسوالی دور دست خود مرگ واجل حتمی می باشد.

اما برداشت همه زنان محل این بود که او را مادر (آل یا شیشک ) نشانی کده او را حتما با خود میبرد ، که همین قسم هم شد، مادرشکیلا که اشک برچشمان داشت باور دارد که عروسان جوانی که خیل زیبا ومقبول باشند همه اورا را دوست دارند حتا شیشک آنان را دوست دارند وکوشش می کنند آنان را باخود ببرند، مادرشکیلا دختری سوخته اش را به شفاخانه ملکی مزارشریف آورده بود گفت : عروسم خیل دوست داشتنی بود همه اورا دوست داشتند ، ازهمین لحاظ شیشک بردش .

مادرشکیلا می گوید که شیشک را دیده او چشمهای کش شده وخون آلود وموهای خیلی درازدارند، شیشک لباس های سفید می پوشد ، زیرا که اوهمواره به ماتم می نشیند وجان عزیزترین کسان را می گیرد ، وباهمان لباسهای سفیدش جان عروسانی را که می گیرند کفن می کنند.

دشمنی خشووننوها با عروسان

این مادرکه هم عروسش را ازدست داده وهم دختری جوانش که قربانی خرافات شده می گوید : زمانی که دخترم را پدرش باعروسم  به بدلی عروسی کرد خوشهال بودیم که با این نوع دوستی پول زیاد هم به مصرف نمی رسد وهردوخانواده صاحب عروس می شویم اما این فکریک خواب وخیال بود ، زیراکه زمانی که دخترم به خانه بختش رفت به هزارنوع مشکلات وآزاروازیت خسر، ننوها، خشو وشوهرش مواجه شد .

ازین واقعه چندین سال گذشت ، وی صاحب دواولاد هم شد اما آزاروازیت آنان شدید شده رفت تااینکه دخترم را به آتش کشیدند.

غیب اله پدراین زن 28 ساله سوختانده شده میگوید: که علت اصلی اینکه چرا خانوده دامادم دخترم را به آتش زده اند ، اختلافات خانواده گی میباشد وی مدعی است که : چهل روزقبل عروسم که با همین دختری سوخته ام بدلی بود دروقت زایمان درشفاخانه ولسوالی اندخوی جان داد ، اما خانواده دامادم عقده مند شدند وفکرکردند که ما عروسم را قصدآ به قتل رسانیده ایم ، وپس ازآن آنان دست به این عمل زده اند .

حال شکیلا را به شفاخانه ملکی بلخ آورده اند و داکترتوریالی معالج آن در صحت عامه بلخ می گوید شکیلا که دست خوش اختلافات خانواده گی شده  بیش ازهفتاد درصد سوخته است

این زن 28 ساله که صورت وسایراعضای بدنش بصورت هول ناک سوخته است می گوید که  توسط پطرول سوختاده شده است :

وابسته گان این زن می گویند که خشو وننو ها یش وی را درحمام خانه برده ودرآنجا تیل پطرول را انداخته وباگوگرد آتش میزنند.

این اولین واقعه آتش زدن ویا خودسوزی نیست که در ولایات شمال صورت گرفته است مسئولین صحت عامه می گویند که هرفته یک یا دو اقعه سوختگی به شفاخانه مراجعه می کنند .

اما نگران کننده آنست باوجودیکه دولت وسایرنهادهای مدافع حقوق زنان تلاش نموده اند جلوخشونت بخصوص خشونت علیه زنان را بگیرند اما این تلاش ها همواره به ناکامی گرائیده اند.

 با این حال درتمام افغانستان وبخصوص درولایات شمال کشوردرجریان سال گذشته وسال روان  وقایع خود سوزی ، خودکشی ، تجاویزجنسی بردختران خورد سن وسایروقایع ناشی ازخشونت که علیه زنان صورت میگیرد افزایش داشته و شماری زیادی ازآگاهان مسایل باوردارند که این گونه وقایع همه ازعدم آگاهی خانواده ها ازحقوق همدیگر، فقروعدم تطبیق قانون برمجرمان این گونه وقایع سبب گردیده که گراف خشونت وجنایت دختران وزنان را بلند ببرد.

 ما درین صفحه ازکلید چند مورد تکان دهنده دگری ازخشونت را که طی چند ماه گذشته روی داده اند به تعقیب هم اشاره می نمایم که هرکدام علت های جداگانه دارند ، اما چند مورد که تکانده شامل تجاوزات جنسی ازسوی زورمندان یا کسانی که توسط زورمندان حمایت می شوند برمی شماریم .  

خود کشی ناشی ازفقروخشونت :

 دختر جوانی در ولایت سرپل دست به خود کشی زده و بخاطر نجات از جبر و ظلم والدین به زندگیش نقطه ا ی پایانی  گذاشت.

 فریده دختر جوانی که حدود 15 سال دارد بعد از آن دست به کشتن خود میزند که در خطا پای گوسفندش را شکستانده و به حراس از اینکه والدین اش وی را شنکجه نکند خود را حلق آویز می کند.

عزیزه جلیس ریسه امور زنان ولایت سرپل می گوید که این دختر چگونه خود کشی نموده است.

وی افزود که این دختر متعلم مکتب میباشد و در  قریه آسیا آباد ولایت سرپل زندگی میکرد.

در این اواخر خشونت در برابر زنان و اطفال باعث شده چندین تن تنها در ولایات شمال دست به خود کشی بزنند.

ازحدود سه ماه بدین سو تنها در ولایت جوزجان 4 تن خود را حلق آویز کرده است که از جمع شان یک دختر 18 ساله بنابر فقر و تنک دستی ، یک پسر 13 ساله در قضیه مشابه، فریده یعنی ترس از جبرو ستم والدین و یک  صاحب منصب سابقه دار بنابر بیکاری خود را حلق آویز کرده بودند.

قضایای دیگر خشونت علیه زنان را میتوان از دختری  که در سرپل از سوی پسر یک وکیل ولسی جرگه مورد تجاوزجنسی قرار گرفت، طفل 13 ساله ای که از طرف 7 تن کارمندان دولت به شمول مستنتق ثارنوالی دو تن پولیس ولسوالی سانچارک  ولایت سرپل مورد تجاوز قرار گرفتند .

باید گفت که چندی قبل در ولایت بلخ نیز نو جوانی 13 ساله بعد از آن دست به خود کشی زد که در امتهان مکتب ناکام مانده بود و بر علاوه سرزنش در مکتب از سوی والدین در خانه نیز مورد تاخت و تاز قرار گرفته بود که در نتیجه خود را حلق آویز کرد.

 به نظر کار شناسان چنین قضایا از عدم مسولیت پزیری والدین در مقابل اطفال ، فقر و تنگ دستی ، بی کفایتی و بی اتفاقی در خانواده ، عدم آگاهی شماری زیادی خانواده ها از حقوق اطفال ، زنان و حتی جوانان و نو جوانان و تعصب جنسی دختر و پسر باعث چنین وقایع ناگوار میگردد.

رسالت

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/12ساعت 11:30  توسط عبدالعظیم رسالت | 
نویسنده : رسالت

ازآبادی های کهن این شهر باستانی که از نگاه تاریخ  وقدامت نظر مورخین  را بسوی خود جلب می کند ، یکی هم بالاحصار عظیم آن است که بطرف  شمال غرب شهر فعلی ولسوالی  بلخ قرار دارد .

می گویند: بالاحصاربلخ را اسکندر مقدونی اعمار نموده و بعضی بنام قلعه هندوان یاد می کنند و ، چنانچه حصه شرقی آنرا که شاید ، مدخل این حصار شکوهمند باشد بنام دروازه ء هندوان یاد می کنند .

هندوان از آن جهت که روز گاری با غلبه ء آیین بودیزم  عده ء از اهل هنود  در این شهر هجرت کرده و در آن جا به جا  شده بودند ویا اینکه   اموال تجارتی هند از همین در وازه وارد بلخ میشد.

طوریکه در روز گاری مال و کاروان تجارتی لاهور  از دروازه شرقی شهرباستانی کابل وارد  می گردید ، دروازه شرقی کابل را بنام دروازه لاهوری یاد می کردند واکنون نیز آن حصهء کابل زیبا هنور هم بنام دروازه ، لاهوری که بعضآ  آن را بنام در وازه لوری می گویند ، نیز یاد می کنند .

این نام گذاری دروازه   های شهر  ها از ادوار قدیم  معمول بوده ، چنانچه  در هرات  در وازهء قندهار ،  در شهر مزار شریف در وازه بلخ  ودروازه تاشقرغان  در آقچه  در وازهء بخارا ،در شهر میمنه  در وازه ء   هرات و امثال آنها پس    ، نام گذاری دروازهء شرقی بالاحصار مذکور  یا دروازه ء شهر بلخ بنام  در وازه هندوان  روی همین اساس است  ودر روز گاری فقید  ودانشمند بزرگ بلخ  ابوجعفرهندوانی  به مقابل مزد وظیفه دروازه بانی  این دروازه شرقی  یعنی دروازه هندوان را به دوش داشتند و اکنون مرقد مبارک شان  نیز در جوار جاده یی که از بالا  حصار به طرف مزارشریف ادامه می یا بد   واقع بوده  وسال ها مردم آن مرقد متبررک را بنام  زیارت خواجه سیول یاد می کنند  وسیول نام زخی است که روی جلد آدمی ظاهر می شود  و مردم عقیده مند که به مرض مذکور مصاب میشوند از گل  وخاک آن مزار به آن می مالیدند صحت یاب میشوند .

 این بالاحصار که روزی پرچم های بلند  ام البلاد  از فراز برج ها و کنگره های آن در اهتزاز بود ، اکنون به شکل تپهء خاک واستوپه ی بیش  نیست  وتنها برج  فرسوده ای از آن باقی است، که باستان شناسان را از نقاط دور دست  بسوی خود می کشاند .

 چنانچه چند سال قبل باستان شناسان معروف از قبیل موسیو فوشه  و مو سیو هاگن در داخل این حصار کهن به حفریات پرداختند و آثاری را در آن  برملا ساختند ، که معرف جلال  وعظمت گذشته  آن گفته می شود .

 طوریکه قبلآ تذکر رفت این شهر باستانی  دارای بیرق های بلند  که ساخت و ساز  مرکز آن مدت ده سال را  در بر گرفته بود آنقدر زیبا وقشنگ دلکش بود که توجه جهان گردان را به خود جلب کرده بود واز آثوری ها گرفته تا چنگیزیان یعنی از قرن هشتم  قبل از میلاد الی قرن سیزدهم میلادی22 بار ویران و تخریب گردیده است، بارها به پیکر زیبای این شهر تاریخی صدمات ولطمه ها وارد کرده اند .

 براساس تحقیقات باستانشناسان فرانسوی  بلخ را حلقهء  از دیوار های مستحکم حفاظتی که در زمان های مختلف ایجاد شده ،احاطه کرده است ،برویرانه های کهن عصر باختری و کوشانی ودیوار های بعدی  برج و زینه های مجهز برای تیر اندازی ساخته شده بود،هنوز مشهود است .

 در زمان تیموریان این  دیوارها از بیرون با دیوار های جدید دارای  برجها ی نیمه مدور کامل شده که آثار آن را به آسانی  در خصوص مختلف اطراف شهر  میتوان مشاهده کرد .

دربارهء جزییات تاریخی حصار های تاریخی بلخ مورخین مسلمان هم اطلاعاتی ارایه نموده اند.

یعقوبی در اثرخویش ( کتاب البلدان ) به دیواری که میدان اطراف بلخ را احاطه کرده  اشاره و بیان می دارد : روستا هاي بلخ ومنطقه زراعتي  آنرا ديوار بزرگي  احاطه كرده است كه فاصله   اين ديوار  با دروازه هاي مقابل 60 كيلو متر مي باشد  .

خارج از حصار ، روستا و مناطق  مسكوني وجود ندارد و منطقه  ريگزار  وغير مسكوني است

ديوار بزرگي كه بلخ را احاطه كرده است   12 دروازده  داشته  و به گفته  باستان شناسان 14 در وازه داشته ، فاصله بين ديوار دوم و در وازه مقابل حدود 30 كيلومتر بوده و پس  ازآن ديوار اطراف شهر درون  و فاصله بين ديوار رباط وديوار شهر درون 20 فرسخ مي باشد.

 ذكر اين نكته ضروري است ، ديواري بزرگي که بلخ  را احاطه كرده است ، جاي 12 دروازه به چشم مي خورد ،اما به گفته كارشناسان آبدات تاريخي دربلخ نام دروازه ها چندان روشن نيست .

 در حدودالعالم  همه قسمت هاي  شهر از جمله رباط  ، شهرستان خوانده شده اند ، نويسندگان قرون 16- و18 ميلادي آن بخش هاي  شهر را معولآ شهر بيرون و شهر درون نامیده اند .

 تعداد كمي از مورخين و نويسندگان  قرن وسطي  شهر بيرون را به سه قسمت تقسيم كرده اند كه بلخ  را خندق  بزرگي كه پهناي  آن  سي قدم  مي باشد ، احاطه نموده بود ، اما در چند نقطه ،خندق  ويران شده است .

 گفته مي شود تمام  شهر توسط خندق ها از ابتدا  تا انتها  به سه قسمت  تقسم شده بود :  قسمت اول  كه ميان خندق اول و دوم  قرارداشت  مسکونی نبوده ، چرا كه در آنجا پنبه كشت مي گرديد ،اما قسمت دوم كم شماری زنده گی می کردند و قسمت سوم شهر پر جمعيت بوده و تراكم  جمعيت در آنجا بيشتر بوده است .

در تپه زرگران از جانب باستان شناسان فرانسوي و برخي  ازمردمان محل به منظور بدست آوردن آثار باستاني خودسرانه وغیرقانونی كاوش هايي انجام داده اند،  وروشن شده است  كه بازار زرگران و فروش  زيور آلات نيز در اين تپه قرار داشته است .

 عظمت  ديوارهاي بلخ سياحان را در دوره هاي مختلف متحير مي ساخته و روايات متعدد در مورد  زمان ، ساختمان ديوار ها و يا سازنده آن موجود مي باشد .

ديوار هاي شمالي بلخ در سال هاي ( 1363- 1364 م)از جانب امیر حسين ساخته شده ضمن  اينكه قلعه هندوان  در اين زمان  وجود داشته  وتيمور در سال (1369 – 1370 م) آن قلعه را تخريب نمو د  .

مصاحبه را با محمد رضا حسینی کار شناس آبداد تاریخی پیرامون این  موضوع انجام دادم که توجه شما را بدان جلب می نمایم .

ديوار هاي بلخ ازنواحي شهر درون  وبرج پهلوان احمد زمچي شروع شده ، در قسمت غرب تابرج عياران  و از آنجا ديوار هاي جنوبي تابرج  آسياي بادي امتداد داشته و از آنجا به طرف شرق متمايل شده  تا برج چهارم باغ ظلم آباد كه قرار گاه شاهي بود ،مي رسيد ، برج ها داراي نام هاي خاص بوده كه هريك را جداگانه خدمت تان به معرفي ميگيريم .

۱- برج شمال غرب: اين برج بنام پهلوان احمد زمچي كه نام شناخته شده در آسياي ميانه است  خوانده مي شود و اكنون زيارت  به اين نام نيز در قسمت غرب شهر درون واقع است .  

2 - برج شمال شرق:اين برج بنام چها باغ ظلم  آبا د  ياد مي شود . اين چهار باغ مقر حكام آنزمان بلخ بوده و در ميان  دروازه هاي هندوان  و خرابه ها نزديك تپه  زرگران  كه فعلآ خالي  ازسكنه است قرا داشته است . 

3 - برج جنوب غرب :  يعني برج عياران كه تا هنوز پا بر جاست  ، برجي است مدور از خشت پخته و داراي هشت جايگاه ديده باني و تير اندازي كه از انها نواحي شهر درون و خارج از اين برج تمام اطراف آنرا به خوبي ميتوان مشاهده نمود . چراكه كنج هاي برج به سمت ساختمان عمده شهر قرار دارد .گفته شده كه برج هاي بنام عياران دربخارا و سمر قند نيز و جودداشته است.

 برج جنوب شرق: اين برج بنام اسياب بادي یا اینکه اکنون  در بلخ و نواحی اطراف آن آسیاب بادی وجود ندارد . اما یکی از روستا های شمال بلخ به این نام یادشده است  به روایتی در سال 1651 م  در بلخ از این چها ربرج ،دوبرج آن یعنی برج عیاران و برج آسیاب بادی وجو داشته اند . ولی برج چهار باغ ظلم آباد چند سال  قبل از آن تاریخ  خراب شده بود  

 دیوار های اطراف بلخ  توسط خندق پرآبی احاطه می شد ، خند ق نا هموار بود ه  و دشمن  را اغفال می کرد  و احیانآ  اگر کسی  برای عبور  از آن تلاش می کرد جان به سلامت نمی برد .

گفته شده زماني دشمن مي توانست آن را تشخير كنند كه نظاميان خيانت مي كردند و يا بعضي اوقات از اثر قحطي و محاصره دشمنان  نيز چنين حالت هاي پيش مي آيد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/11ساعت 13:48  توسط عبدالعظیم رسالت | 

 

عوامل نزاع بر سر واژه ( پوهنتون ودانشگاه ) در بلخ

بدنبال نصب لوحه ی تحت نام دانشکاه بلخ بردروازه وردی پوهنتون ، درگیری میان پولیس و محصلین صورت گرفت که درین درگیری دها محصل مجروح گردیدند.

***

 طبق سخنان رئیس صحت عامه بلخ پس ازاین رویداد ده دانشجوی که جراحت برداشته بود به شفاخانه انتقال یافتند که حالت دو تن ازمحصلین شدیدآ وخیم می باشند .

 میرویس ربیع می گوید این دو دانشجوبه اثرلت وکوب جراحت شدیدی برداشته که یکی شان با قنداق تفنگ به سرش ضربه وارید شده که درحالت وخیم قراردارد.

 اما میان محصلین شایعه وجود دارد که یتکتن ازمجروحین حادثه درشفاخانه جان داده است اما مسئولین امنیتی وصحت عامه بلخ این ادعا را شدیدآ رد نموده اند.

 اما محصلین مدعی است که پولیس بیش از350 دانشجو را مورد لت کوب قرارداده که بیش از30 تن آنان که جراحت شدید برداشته بودند به شفاخانه ها انتقال وبستری شده بودند .

 محصلین مدعی اند که پولیس خلاف قانون به حریم شخصی انان حتی شب هنگام به محل اقامت شان یورش برده ،پس ازلت وکوب زیاد وسایل شان ازجمله: کمپیوتر، پول ، موبایل وسایراجناس را شکستانده ویا باخود برده اند.

 محمود یکتن ازمحصلین می گوید : پولیس طوری به با محصلین برخورد می کرد که هیچ انسانی نبود ، آنان شماری ازمحصلین را برسرنماز مورد لت کوب قرارداده بودند.

 این حادثه پس ازآن صورت گرفت که شماری از دانشجویان پوهنتون بلخ لوحه بزرگی را که درآن ( دانشگاه بلخ ) نوشته گردیده بود را به دروازه ورودی ودرکنارلوحه قبلی آن که درآن (پوهنتون بلخ) نوشته شده نصب کردند.

 اما شماری دگری ازمحصلین مخالف نصب این لوحه بودند واستدلال می کنند که کلمه ( دانشگاه) یک کلمه بیرونی، (فارسی ایرانی است) ما نباید آنرامورد استفاده قراردهیم وکلمه پوهنتون که درجمله مصطلحات ملی است باید بکاربرده شود.

 بگفته این تعداد ازمحصلین این کلمات وشماری ازکلمات دگری نیزهست که وحدت ویگانگی را میان ملت افغانستان ایجاد می نماید واین کلمات ثبت ترمنالوژی ملی است باید حفظ گردد ، استفاده وحفظ ازین کلمات درقانون اساسی افغانستان نیز پاس داشته شده است.

 اما محصلین حامی لوحه ( دانشگاه) می گویند که کلمه "دانشگاه" بیرونی نیست ومربوط کدام قوم  خاص ،کشورخاص بیرونی نیست یک کلمه ناب دری می باشد .

 حامد خرمی محصل پوهنتون بلخ می گوید :ما نباید واژه" دانشگاه" را که یک کلمه دری ناب هست دودسته به دگران تقدیم نمائیم ، زیرا کلمه ی (دانش) دری است و"گاه" پسوند است که درشماری زیادی ازواژه های دری دگرنیزمورد کاربرد قرارگرفته ازجمله : صبح گاه ، زایش گاه ، آرام گاه ، چرا گاه وشماری زیادی ازکلمات که به پسوند" گاه" معنی جای ومکان را بخود می گیرد ختم می شوند .

 خرمی می گوید که من ازهمه کسانیکه مخالف کاربرد واژه "دانشگاه" اند می پرسم که بگویند : هرگاه پسوند " گاه " اصل کلمه را متعلق محدوده فرهنگی ایران بسازد ، آیا ما کلمات دگری ،مثل کلمات که درفوق ذکرشد ،  را نیزبه ایران تحویل دهیم ؟

 وی می گوید که دراصل نباید فرق میان زبان دری وفارسی قائل شد اما اینقدرتفاوت دارد، که هرزبان درمحدوده جغرافیای خاص رشد یافته است اما دوزبان جداگانه نبوده ولی میتوانیم که دولحجه بنامیم .

 محمد نادریکتن ازدانشجوی پوهنحی زبان و ادبیات که مخالف کلمه محصل (عربی ) نیزمی باشد ومی گوید که هردوزبان درافغانستان رسمی وملی است ، نباید برای یک زبان امتیازداده شود ویک زبان دگردرانزوا قرارگیرد .

 وی می گوید که همه باید بدانند : مطابق ماده 16 قانون اساسی افغانستان هردوزبان رسمی است هردوزبان مورد کاربرد مساوی دارند ، حتی قانون اساسی افغانستان اجازه داده است که هرکس می توانند به زبان مادری شان درس بخوانند وبنویسند .

 او میگوید که دولت وهمه مردم باید برای رشد همه زبانهای ملی ورسمی کشورتلاش ورزند وزمینه خوبی را برایش محیا سازند.

 ونباید اینگونه مسایل را دامن زد، درشرایط خاص که مردم افغانستان به وحدت یگانگی، اشد ضرورت دارند ، تخم تفرقه را پاشید وبازتضاد های لسانی ، قومی ، مذهبی ونژادی را دامن زد . وامید ها وآروزو های ملت افغانستان را به شعله های جنگ بکشانند.

 چرا مقامات قبلا مانع حادثه نشد؟؟؟

 گرچند مساله نصب لوحه دانشگاه بجای لوحه پوهنتون ازمدت های دورتقریبا درسالهای گذشته نیزدرپوهنتون بلخ میان دانشجویان مطرح بود.

 اما این مساله زمانی به خاموشی سپرده شد که بصیربابی خبرنگارتلویزیون ملی بلخ درخبری کلمه" دانشگاه " را بکاربرده برد ، اما درواکنش جدی کریم خرم وزیراطلاعات وفرهنگ قرارگرفت.

 وزارت اطلاعات وفرهنگ سال قبل بصیربابی را بجرم استفاده واژه دانشگاه بجای کلمه پوهنتون توبیخ کرد ووی را برای پنج روزکسرمعاش ساخت.

 که این مساله نیزدرهمان موقع منازعات ومناقشات مطبوعاتی زیادی را به راه انداخت واما این مساله درهمان موقع خاموش شد وبحث های که میان دانشجویان بلخ جریان داشت نیزبه خاموشی گرائید .

 همچنان واژه " دانشگاه " باری  در ولسی جرگه افغانستان نیز مورد  بحث  قرار گرفت اما این یک کلمه را نتوانست که متعلق افغانستان سازد ویا مربوط ایران تا مشخص گردد ،که آیا این واژه کاربرد درافغانستان داشته باشد یانه ؟

 بگفته کارشناسان سیاسی افغانستان همواره دررآس توجه کشورهای همسایه وقدرت های بزرگ قرارداشته زیرا که این سرزمین درنقطه استراتیژیک جغرافیائی قراردارد، بدین لحاظ همواره مورد تحاجم فرهنگی ، سیاسی ، نظامی واقتصادی قدرت های بزرگ جهانی ویا با مداخلات همسایه گان قرارمی گیرد.

 فرهاد عظیمی رئیس شورای ولایتی بلخ نیزدرگیردهمائی دانشجویان گفته بود که مساله نصب کلمه دانشگاه درکنارلوحه پوهنتون خود دامن زدن اختلافات لسانی می باشد .

 وی علاوه نمود که درعقب همچومسایل احزاب سیاسی وگروهای وجود دارد اما وی این احزاب را مشخص نساخت.

 همچنان همایون رفیعی محصل فاکولته طب ولایت بلخ می گوید : گرچند شماری به تحریک بعضی گروه های که اجیرکشورها بیگانه اند دست به همچو کارها می زنند اما نباید ، دانشجویان که (قشرباسواد جامعه ) اند،  این را بدانند که هرگونه اختلافات  باعث بربادی وتباهی مردم افغانستان اند.

 رفعی می افزاید که اینگونه تحرکات را دشمنان مردم افغانستان جهت برآورده سازی منافع شان انجام می دهند.

 اما درین واقعه مقامات امنیتی وپوهنتون بلخ مسئول خاموش سازی وجلوگیری ازحادثه بودند که باتاسف وظایف مسئولانه انجام ندادند واجازه بروزواقعه دادند وحتی حمله پولیس برمحصلین بشتربراوج گیری قضیه دامن زد .

 همچنان شبیراحمد یکی ازمحصلین پوهنتون بلخ باوردارد که : مقامات مسئول درافغانستان همواره دراجرای واظایف شان عفلت ورزیده اند ویا اینکه خود درهمچو مسایل دست دارند .

 وی برخورد پولیس ومحصلین بلخ را که درآن دها تن مجروج گردید را ناشی ازغفلت مقامات امنیتی و پوهنتون بلخ دانسته گفت : که مسائله ی نصب لوحه " دانشگاه " وبعضی مسایل دگه ازچندین روزقبل درلیله و صنف های درسی میان محصلین گفتگو می شد وحتی چندباردرلیله نیزمشاجرات لفظی جدی میان محصلین صورت گرفته بود ، که حتی ادامه آن حرکات می تواند بزرگترین اختلافات قومی لسانی را بمیان آورند .

  شبیراحمد ازجمله تحرکات خطرناک که قبل ازمظاهره دانشجویان رخ داده بود پاره نمودن تصاویرشماری ازشخصیت های افغانستان را نام برد و اظهارداشت که شماری ازدانشجویان درهمچوحرکات برای بزرگ سازی واقعه تلاش ورزیدند.

 وی نیزباوردارد که باید مقامات بخصوص ریاست پوهنتون بلخ مداخله جدی  می کرد وهمچو تحرکات را درمیان دانشجویان ازنطفه خاموش می ساختند .

 تا دانشجویان ازحمله پولیس درامان می ماند وهیچ کسی لت وکوب نمی شدند واتاقهای شان نیزمورد تعرض قرار نمی گرفت ، اما درآن حالت محصلین بشترنسبت به همدگرحساس گردیدند.

 شبیراحمد همچنان می گوید که مداخله پولیس ووالی بلخ بی موقع بود ، زیرا حین که آنان مداخله نمودند ،آتش شعله ورشده بود آنگاه مداخله آنان تاثیری نداشت وازسوی دگرحمله ومورد ضرب وشتم قراردادن دانشجویان که خلاف قانون نیزهست ، معضله را تنها ظاهرآ خاموش ساخت ، اما عقده ها وتضاد های را میان محصلین به اوجش رساند ، زیرا که شماری زیادی ازمحصلین درین واقعه متضررویا مجروح گردیدند ، بناء این افراد حالا نسبت به هم دگرعقده مند گردیده اند.

 افغان ملت درپس پرده ی واقعه پوهنتون!

اما عطا محمد نوروالی بلخ درکنفرانس خبری ضمن اینکه ،حمله پولیس برمحصلین را حق به جانب ومسئولانه دانست علاوه کرد : پولیس مجبوربود که مظاهره راعقب بکشاند.

 والی بلخ مدعی است که درعقب واقعه یا مظاهره محصلین شماری ازاحزاب سیاسی بخصوص حزب افغان ملت ، ستمی های سابقه و شماری ازاحزاب ریزه خوار که درکابل فعالیت دارند جهت برآورده سازی اغراض سیاسی شان وبدنام سازی ولایت امن بلخ این کارراانجام دادند.

 عطامحمد مدعی است که او برای خاموش سازی مظاهره به موقع مداخله کرد ، حتی وی درروزمظاهره خود خواسته بود با محصلین صحبت تلفونی صحبت نماید اما دانشجویان ازاینکه هدایت شده بود با وی صحبت نکردند .

 اما انجنیرمظفرخان عضوحزب افغان ملت درمزارشریف ضمن رد ادعای والی بلخ می گوید: که آنان هیچ گونه درمظاهره مداخله نداشته اند، ولی این چندمین باریست که  حزب افغان ملت متهم به بروزقضایا شده ودست پاک همچوقضایا سیاسی می گردد.

 همچنان عطامحمد والی بلخ اظهارداشت ، که برای حل مشکلات و جلوگیری ازبروزاختلافات اقدام به  نصب لوحه ی به زبانهای دری ، پشتو وانگلیسی خواهد زد بگفته وی این کارنیزمجراهای قانونی دارد که باید طی  مراحل گردد .

 اما عبدالروف یکی ازدانشجویان ولایت بلخ میگوید که والی بلخ خود اگرمیخواست باید برای حل قضیه مقامات پوهنتون را متوجه مسئولیت شان میکرد واین موضوع را درریشه ، چندین روزقبل می خشکاند ، که باتاسف این کاررا نکرد ودرروزمظاهره امرحمله برپولیس را نیزداد .

 همچنین قیوم بابک مدیرمسئول رونامه جهان نو دربلخ درمورد اینکه آیا دست های پید او پنهان ،خارج ازپوهنتون دردامن زدن قضیه وجود داشت ؟

بابک ضمن تائید معتقد است که ازگذشته ها سازمانها ونهاد های استخباراتی برای معلوم کردن میزان درک دانش اتباع کشورهای جهان سومی دست به چنین مانورها می زنند ،که بدون شک نزاع برسر واژه پوهنتون ودانشگاه  یکی ازمانورهای بیگانگان بوده می تواند .

 بابک می گوید: با تاسف، قضیه اخیر دانشجویان بلخ نشان داد که محصلین بلخ درسطح پایین آگاهی قراردارند وساده لوحانه مورد استعمال قرارگرفتند.

 با این حال شماری ازدانشجویان بلخ باوردارند بجای اینکه ما به همچو مسایل بپردازیم باید به معضله نبود نان کافی ، وسیستم کهنه درسی ووضع خراب صحت وصحت محیطی که درلیله پوهنتون بلخ  خیلی خراب هست توجه نمایم ، اما نه به همچو کلمات که افغانستان رابه سوی بربادی بکشانیم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/09ساعت 10:21  توسط عبدالعظیم رسالت | 
 

عید به همه گان مبارک

هلال عید را درکنج ابروی تو می بینم        مبارک باد برتو عیدو برمن دیدن رویت

رسالت  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/09ساعت 10:5  توسط عبدالعظیم رسالت | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
رسالت هستم
والاترین چیز برایم " ارزش ملی" است.
آنچه می بینم, می شنوم و میدانم با شما در میان می گذارم.
اگر می خواهید این دوست کوچک تان به منزل برسد, یاری ام کنید.
همکاری شما توانایی من است.

پیوندهای روزانه
powerlink
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
88/02/01 - 88/02/31
87/11/01 - 87/11/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
آرشیو موضوعی
گزارش
داستان کوتاه
تصاویر
مقاله
تحلیل
پیوندها
د لونگو دريڅې( بدر)
فرشته ( احمد فرزان )
جوانان افغان درگستره رسانه ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM